• ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۱
  • کد خبر: 378915
داستان

داستان‌های اساطیری برای جوامع ابتدایی بشری، حکم باور و اعتقاد به چگونگی خلق هستی را داشته است. پیدایش نقطه آغاز مشخص برای خلق و روایت داستان‌های اساطیری، کار دشواری است اما نقطه اشتراک تمام این داستان، وجود شخصیت‌هایی است که از جایگاه ایزدی و آفرینشی به جایگاه انسانی و حماسی رسیده‌اند.

به گزارش خبرنگار ایمنا، سیاوش یکی از پر استعدادترین چهره‌های اسطوره‌ای و حماسی است که مراحل تدریجی گذر او از جایگاه خدایی تا رسیدن به مرتبه انسانی، سرگذشت داستانی گسترده‌ای داشته است.

اساطیر در تاریخ کهن تمام تمدن‌ها یافت می‌شود. داستان‌ها وشخصیت های اسطوره‌ای، به منزله کمال آمال و باورهای مردم بوده‌اند. در بخش ابتدایی تاریخ داستان‌های اساطیری، شخصیت‌ها، جایگاه خدایی و ایزدکیهانی داشته‌اند که رفته رفته مقام خود را از دست دادند و برای باور پذیر تر شدن داستانشان، چهره‌های قهرمانی به خود گرفته‌اند.

شخصیت هایی مانند سیاوش، اگرچه حتی در میان اساطیر سومریان نیز دیده می شود، اما یکی از شخصیت‌های بومی سرزمین ایران است که تا پیش از ظهور و تدوین شاهنامه، در محیط رازآلود اسطوره، خدایی کارکرد خاص و ویژه‌ای داشته است.

بن مایه اصلی داستان زندگی سیاوش، مرگ و تولد دوباره بر روی زمین است. سیاوش پس از گذر از آتش، با دسیسه‌ی گرسیوز به دست افراسیاب کشته می‌شود. مرگ سیاوش در مظلوم‌ترین حالت ممکن اتفاق می افتد و حتی موبدان نیز مرگ او را پیش بینی می‌کنند.

بیشتر بخوانید:

آغاز بی پایان داستان

کلاسیک بدون انقضا

تداوم بی پایان کلاسیک

الگوی نامیرای کلاسیک

افراسیاب که تحت تأثیر بدگویی‌های گریسوز قرار گرفته بود، سر سیاوش را با خنجری آبگون از تنش جدا می‌کند. با ریختن خون سیاوش بر روی زمین، گلی به نام "خون سیاوشان" می‌روید که همان لاله‌ی واژگون است.

"خدای شهید شونده نباتی" عنوانی است که به چهره اساطیری سیاوش نسبت داده می‌شود. او به مرگ نمی‌رسد، بلکه بی گناه به شهادت می‌رسد اما از بین نمی‌رود. گیاهی که از خون او می‌روید، نماد تداوم چرخه حیات است.

روییدن گل از خون سیاوش همچنین اشاره به رویش گیاه از دل زمین دارد که نماد همان فصل بهار و زایش مجدد زمین و گیاهان بر روی زمین است. از این منظر سیاوش، خدای غله و یکی از ایزدان نباتی است که برای کشاورزان مقدس به شمار می‌رود.

برپایه تحقیقات مردم شناسی، خلق نخستین آدم در داستان‌ها، سه الگو دارد: آفرینش از خاک، آفرینش از جانب خدا و آفریده شدن از گیاه. داستان‌های کهن ایرانی، بر باور آفرینش انسان از گیاه استوار است؛ چنانکه سیاوش پس از قربانی شدن، در قالب گیاه بازآفریده می‌شود.

در کهن الگوی آفرینش نخستین انسان، پس از کشته شدن کیومرث، که نخستین انسان کیهانی بوده است، گیاهی بر روی زمین روییده می‌شود که پایه‌ی آفرینش زن و مرد می‌شود.

سیاوش نیز می‌تواند نسخه زمینی‌تر شده‌ داستان کیومرث باشد و داستان رشادت‌های او، چهره او را برای تبدیل شدن به یک قهرمان ملی فراهم کرده است. او قربانی می‌شود اما همواره حامی فرزندانش بر روی زمین می‌ماند.

وجود ردپای سیاوش در بسیاری از داستان‌ها، آداب و رسوم و حتی وقایع تاریخی، موجب آن شده است که این شخصیت که گویی سر ازلی دارد، همچنان در بین مردمان زمان معاصر نیز حضوری ناملموس داشته باشد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 2 =