پرچم ايران

در هفته‌های اخیر آمریکا رویکرد خصمانه خود نسبت به ایران را مانند پازلی جلو برده است؛ دونالد ترامپ، رییس جمهور این کشور تلاش کرده با افزایش تحریم‌های اقتصادی اهداف خود را از طریق اعمال فشار بر جمهوری اسلامی برای آنچه یک توافق بهتر از برجام عنوان می‌کند، به دست آورد.

به گزارش خبرنگار ایمنا، آمریکا پی در پی ارعاب نظامی می کند و برخی از کشورهای منطقه نیز در راستای همکاری با آن و سیاست های خصمانه ترامپ، بر ضد ایران حرکت می کنند.  آیا تنش های موجود بین آمریکا و ایران منجر به مذاکره خواهد شد یا اتفاق دیگری رقم می خورد این سوالی است که شهروز ابراهیمی، استاد روابط بین الملل دانشگاه اصفهان و تحلیلگر مسائل سیاسی در گفت و گو با ایمنا با تشریح شرایط موجود در منطقه به آن پاسخ می دهد:

تحریم صنایع فلزی ایران توسط آمریکا مانند تحریم های نفتی، چقدر می تواند برای ایران چالش برانگیز باشد؟

 در پائیز ۱۳۹۷ آمریکا اعلام کرده بود که شرکت های بزرگ صنایع ایران از جمله فولاد مبارکه اصفهان و سایر شرکت های بزرگ را تحریم خواهد کرد و با توجه به اینکه قبلا هم چنین اقداماتی از طرف این دولت رخ داده بود؛ آمریکا لیستی از شرکت های ایرانی را منتشر کرد که شرکت های فلزی ایران از جمله فولاد مبارکه جزو آن بود.

از زمانی که ترامپ بر سرکار آمده، ایران با انواع تحریم ها روبه رو شده است؛ حتی بر خلاف عرف بین الملل وقتی آمریکا از قرارداد برجام خارج شد با وضع ممنوعیت خرید و انجام معاملات نفتی برای سایر کشورها با ایران به طور جدی در حصول درآمدهای ایران ممانعت به عمل آورد و در چند روز اخیر هم در تحریم های جدیدتر، صنایع  فلزی ایران را نیز تحریم کرده و این برای سومین بار است که آمریکا صنایع فلزی ایران را تحریم می کند.

گر چه بیشترین مشتریان صنایع فلزی ایران کشورهای شرقی و اعضای "آسه آن" هستند، اما باید خاطر نشان کرد که تفاوت زیادی بین تحریم های نفتی با تحریم های فلزی ایران وجود دارد، خریدار و فروشنده محصول در معاملات نفتی کاملا مشخص هستند و اینکه این نفت از کدام کشور است، ولی مشتریان صنایع فلزی ایران را نمی توان به راحتی ردیابی کرد، در مورد خرید و فروش محصولات فلزی شرکت ها و کارخانه ها نیز نمی توان گفت که این محصولات از کدام کشور است، بنابراین تحریم صنایع فلزی ایران ممکن است بیشتر جنبه فشار روانی داشته باشد، و به طور واقعی مانند تحریم نفت، تأثیری از خودش بر جا نمی گذارد، ولی با توجه به این موضوع که مشتریان و خریداران فلزات ایران بیشتر دولت ها و شرکت های بزرگ روسی و آسیای شرقی هستند، باید دید واکنش مشتریان شرقی در برابر این تحریم آمریکا چیست.

با توجه به سفر اخیر آقای ظریف به روسیه، نقش این کشور در کمک به ایران در این وضعیت بحرانی چیست؟

ایران درغنی سازی و ذخیره آب سنگین متکی به روسیه است، می توان خاطر نشان کرد که درسفر اخیر آقای ظریف به روسیه مهم ترین اولویتی که در روابط ایران و روسیه گفت وگو شده، غنی سازی بوده که روسیه در این مورد می تواند چه کمکی به ایران بکند تا دوباره ایران چرخه هسته ای خود را راه اندازی کند و اگر آمریکا قصد حمله و  اقدام نظامی علیه ایران را در نظر داشته باشد، روسیه از توان خود برای خنثی کردن و بازدارندگی آمریکا علیه ایران چه اقداماتی را می تواند انجام بدهد.  

آیا آمریکا با فرستادن ناو جنگی به خلیج فارس قصد اقدام نظامی علیه ایران را دارد؟

این یک پازل است که آمریکا روابط مسالمت آمیز و صلح را بر روی ایران می بندد و کشور مجبور است فشارهای اقتصادی  و ارعاب نظامی آمریکا را تحمل کند، آمریکا می خواهد بگوید که در اقدامات ضد منافع  ایران جدی است و یا این که به کشور ما گوشزد کند که اگر مانند گذشته نیروهای آمریکایی در عراق با سلاح های ساخت ایران کشته شوند و اگر از این دست اقدامات ایران بر علیه نیروهای حامی آمریکا انجام شود، آمریکا هیچ گونه تعللی نخواهد داشت و خیلی سریع و قاطع واکنش نظامی خواهد داشت، یعنی از این ناو هم به عنوان نیروی بازدارنده و هم نیروی نظامی آمریکا در منطقه  استفاده می شود که عامل بازدارندگی در برابر ایران بوده و ممکن است این ناو همیشه آماده اقدام نظامی است تا اگر ایران اقداماتی انجام دهد و یا پیام هایی را ارسال کند آن را وادار به کرنش و تسلیم کند و پیامی به کشورهای دوست خود در منطقه ارسال کند که آمریکا همچنان از آنها حمایت کرده و هم چنان یک قدرت بزرگ و یا ابرقدرت است که  البته گاهی از این ارعاب برای دوستان و متحدین خودش استفاده می کند که آنها را تنها نخواهد گذاشت.

آیا قصد آمریکا از ایجاد جو کاذب رسانه ای پیرامون فرستادن ناو به خلیج فارس، خلع سلاح موشکی ایران است؟

 آزمایش های موشک های دور برد ایران از قبل هم بوده و این آزمایش ها می تواند دارای اطلاعات هسته ای باشد و خلاف برجام است که اروپا و امریکا با این اقدام ایران مخالفت می کنند و قصدشان این است که با فشارایران را وادار به تسلیم و مذاکره کنند که در آن مذاکره همه موارد اختلاف از جمله پایگاه های موشکی ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت و اگر ایران مذاکره را قبول کند، موضوع موشک های هسته ای در کنار سایر موضوعات گنجانده شده و مذاکره همه جانبه و جامعی خواهد بود؛ منظور آمریکایی ها از بیان این مباحث این است که بگویند بعد از توافق در برجام چیزی عوض نشده ولی دوباره ایران موشک آزمایش کرده که این نقض تعهدات برجام است.

آیا تنش های موجود بین ایران وآمریکا، منجر به مذاکره خواهد شد؟

پذیرش مذاکره با آمریکا، معمولا زمانی آخرین راه حل خواهد بود که جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه برسد که بقای نظام به خطر افتاده، مثل سال ۶۸ . اگر در شرایط فعلی، جمهوری اسلامی ایران فکر کند که بقایش در خطر است و یا این که به این جمع بندی و نتیجه برسد که به احتمال زیاد امکان اقدام نظامی آمریکا وجود دارد، ممکن است به طور مخفیانه و یا با میانجی گری کشوری به سمت مذاکره برود؛ البته باید گفت که جمهوری اسلامی ایران زمانی به پای میز مذاکره با ترامپ می نشیند که متوجه شود در دور بعدی انتخابات آمریکا، ترامپ یک مهره جدی و یک برنده خواهد بود.

اما اگر قبل از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، این کشور به ایران حمله کند، احتمال مذاکره و گفت وگو بین دو کشور زیادتر است، ولی اگر ایران با چراغ سبز نشان دادن برای مذاکره بتواند تا انتخابات بعدی آمریکا زمان را به تعویق بیندازد ممکن است صرفاً بحث مذاکره را مطرح کند تا این که به انتخابات بعدی برسد و منتظر اتفاقات بعدی بماند.

بزرگترین و مهم ترین راه حل جمهوری اسلامی ایران این است که باید نسبت به سیاست داخلی اش نظری عدالت محور به مردم داشته باشد، اگر تصمیمات براساس منافع ملی و رفاه مردم باشد، آن زمان دولت و نظام در بین مردم محبوبیت زیادی خواهد داشت و باید آن زمان اعلام کرد که مذاکره نه برای بقای نظام، بلکه برای منافع ملی و منافع مردم ایران بوده است.

اگر معیار مذاکرات، حفظ منافع ملی باشد، کسی به این موضوع  اتکا نخواهد کرد که ممکن است در آمریکا چه دولت و چه فردی برسرکار بیاید؛ اگر دولت مشروعیت عمیق مردمی داشته باشد، هیچ ابر قدرتی نمی تواند با توانایی های نظامی به آن ضربه بزند، باید این واقعیت را پذیرفت که راه حل برون رفت از مشکلات سیاست خارجی ایران، قطعاً آرامش در سیاست داخلی و راضی بودن مردم است.

چه راه حلی برای برون رفت از این شرایط پیشنهاد می کنید؟

درطی این چند  دهه با دسته بندی جناح های مختلف اصولگرا و یا اصلاح طلب، خیلی از مهره های کارآمد نظام را از دست داده ایم، با اتهام زنی به جناح ها، گروه ها و طیف ها، نیروها و سرمایه های بزرگ فکری را از دست داده و مشکلات بزرگی برای مردم به وجود آورده ایم، و همین بد سلیقگی ها وکج سلیقگی های بی ربط باعث شده که دشمنان ایران از این گونه ضعف ها برای فشار به کشور و ملت استفاده و توهم حمله نظامی داشته باشند.

 اگر بخواهیم آمریکا اقدامات نظامی انجام ندهد و ترسی ازاین گونه اقدامات نظامی و سیاسی نداشته باشیم، باید بر روی سیاست داخلی، عدالت، شایسته سالاری و مبارزه بافساد ساختاری که در درون اقتصاد ایران ریشه دوانیده تمرکز کنیم تا کمتر شاهد اختلاس و اختلاسگر باشیم. وقتی توزیع ارزش ها به شکل عادلانه ای صورت بگیرد، این موارد برای حکومت داری و داشتن قدرت برای پیشبرد اهداف کشور خیلی مهم است، آن زمان هیچ قدرتی جرأت ندارد که گزینه اقدام نظامی را مطرح کند. 

  سیاست داخلی ایران خودش به تنهایی آتش بیار معرکه است؛ مردم با این توزیع ناعادلانه از ثروت و اختلاس های هزاران میلیاردی، این ناشایسته سالاری ها را بدتر از جنگ و حمله نظامی می دانند و حتما این ناشایسته سالاری ها وبی کفایتی ها و نامدیریتی ها برای آینده کشور مشکل ساز خواهد بود.

دشمن به  افکار عمومی و ناراضی مردم مراجعه و وقتی نارضایتی ها را می بیند و نوع رابطه دولت با ملت که ضعیف شده را مشاهده می کند، در تصمیم خود برای دخالت و اختلاف افکنی مصمم تر خواهد شد.

در ایران بیشترین مشکلات داخلی بوده و خود نامدیران و بی کفایت ها مشکل ساز هستند و این مشکلات بیشتر از مشکل رویارویی با آمریکا است. تا اقتصاد و زمینه های رفاه مردمی آماده نشود، نا رضایتی هم خواهد بود و این برای بقای نظام و آینده کشور یک آسیب جدی است.

باید گفت که همیشه فرصت برای اصلاح وجود دارد ولی در این شرایط احتمال کمی برای اصلاحات وجود خواهد داشت. هر دولت و حکومتی خود مسئول نابسامانی ها و کجروی های اقتصادی و سیاسی خود است، این تنش ها و ناملایمات در جامعه ناشی از بی برنامه گی سیاسی و اقتصادی است و این را نمی توان تقصیر آمریکا دانست، بلکه باید مسئولان خودمان را ملامت کنیم، این که چرا آمریکا از برجام خارج شد و بد قولی کرد و نفت را تحریم کرده است، باید گفت که او دشمن است و هر دشمنی در هر زمانی ممکن است از این شیطنت ها انجام دهد، ولی دولت جمهوری اسلامی ایران در تقابل با این شیطنت ها چه کارهایی را انجام  داده است.

آیا این بن بست های سیاسی راه حلی ندارد؟

مسائل را باید داخلی دید نه خارجی؛ ما باید مدیریت  درستی انجام می دادیم، روابطمان را با غرب و با ابر قدرت آمریکا ترمیم و تنظیم  می کردیم  و این می توانست به معنای تحریم نباشد که در این روابط نه تحریمی وجود داشت و نه مثل امروز به این همه چالش های ناتمام می رسیدیم، نظام ها و حکومت ها می توانند از فرصت های سیاسی و اقتصادی خارجی برای بهبود اوضاع داخلی و وضع معیشتی و رفاه مردم خود بهترین و بهینه ترین استفاده را ببرند، کاری که سایر کشورها برای مردم خود در نهایت رفاه و خدمت انجام می دهند، ولی سیاست داخلی نظام باید بداند که با دشمنان و رقبای خود چه رابطه ای داشته باشد، 

برخی افراد می گویند اگر جنگی اتفاق بیفتد ایران با موشکهایش تل آویو را می زند نظرتان نسبت به این گونه تحلیل هاچیست؟

اگر جنگ بشود حتما ایران کشور دست بسته ای نخواهد بود، ولی ما باید ببینیم چقدر قدرت داریم و طرف مقابل چقدر قدرتمند است، ایران دارای تجهیزات موشک، هواپیمای جنگی و اقدامات متقابل است، اما باید واقعیت ها را پذیرفت که می خواهیم با یک ابرقدرت مثل آمریکا بجنگیم و آن ابرقدرت متحدین بسیاری را در کنار خود دارد، نتیجه این جنگ چه خواهد شد؟ و آیا نتیجه این جنگ به نفع ما خواهد شد؟

 آمریکا به واسطه قدرت نظامی و اقتصادی اش می تواند ۵۰ کشور را با خودش همراه  کند و می دانیم که در منطقه خلیج فارس  پایگاه های مجهز نظامی دارد، یعنی در صورت جنگ، ایران با ۵۰ کشور دیگر درگیر خواهد بود آن هم کشورهایی که ممکن است تجهیزات خیلی بیشتر و بالاتری نسبت به ایران داشته باشند. 

اگر تنگه هرمز را هم ببندیم دوستانی مثل کره، ژاپن و چین را ازدست داده و ممکن است آنها بر ضد ایران با آمریکا همدست و هم پیمان شوند چون منافع این کشورها در آبراه بین المللی هرمز کم نیست، این آبراه نبض اقتصاد بین المللی است هرچند اگر جنگ بشود مجبور خواهیم شد که تنگه هرمز را ببندیم.

اینکه برخی از تریبون های مجانی با صدای بلند و بدون آگاهی اعلام می کنند که ما به تل آویو موشک می زنیم، عراق هم به کویت موشک زد ولی نتوانست یک جنگنده بلند کند چون ارتباط مخابراتشان قطع شد تکنولوژی در دست آمریکا است باید این موارد را بدانیم که قطعا تکنولوژی آمریکا از ایران خیلی پیشرفته تر است ولی اگر جنگ هم بشود ایران هم ساکت نمی نشینند و تا آنجا که بتواند به متحدین آمریکا در منطقه و پایگاه ها یشان ضربه وارد خواهد کرد ولی توان مقابله برای ایران محدود است. باید بدانیم اسراییل۲۵۰ کلاهک هسته ای دارد، وقتی ما درگیر جنگ با عراق شدیم، قدرت های منطقه ای برای ما چه کردند؟ در آن شرایط سخت و طاقت فرسا چه کمکی به ایران رساندند؟

گفت و گو از: آناهید بیدکانی بختیاروند، خبرنگار ایمنا

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 9 =