• ۱۲ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۷:۰۰
  • کد خبر: 369217
نرخ ارز

بخشی از افزایش قیمت دلار ناشی از سیاست‌های غلط بود. وقتی تصمیم‌ها به جای عقلانیت، به طور احساسی گرفته شود، هر نتیجه ای ممکن است. دلار می توانست به ۳۰ هزار تومان هم برسد، دلار باید با سیستم شناورِ مدیریت شده تا آخر سال در نرخی منطقی نگه داشته شود.

به گزارش خبرنگار ایمنا، در سالی که گذشت با دریای متلاطم بازار ارز مواجه بودیم تا جایی که برخی امواج سهمگین این بازار حتی بسیاری آبادی‌ها را خراب کرد و تعداد بی‌شماری از فعالان اقتصادی را به زیر کشید. البته بودند کسانی که توانستند بر این امواج سوار شده و از آب گل آلود ماهی بگیرند و سرمایه خود را هرچه که بود چند برابر کنند اما مردم عامه با حقوق‌ها و دستمزدهای ناچیز، کشتی‌های کوچک بنگاه‌های اقتصادی یا قایق سوارانی که تاب و تحمل طوفان اقتصادی امسال را نداشتند، نتوانستند جان سالم به در ببرند.

نرخ دلار در برهه ای از سال‌جاری تا ۲۰ هزار تومان نیز صعود کرد و این در حالی بود که ابتدای سال برخی افراد حتی باور نمی کردند قیمت این ارز به ۷ هزار تومان نیز برسد.

کارشناسان اقتصادی و سیاسی برای طوفان اقتصادی که امسال پشت سر گذاشته شد، دلایل متعددی را بیان می‌کنند؛ در همین راستا خبرنگار ایمنا با سعید صمدی، عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه اصفهان گفت‌وگویی پیرامون نوسانات نرخ دلار و تاثیر آن بر اقتصاد کشور داشته است که در ادامه می‌خوانیم؛

به نظر شما چرا قیمت دلار افزایش یافت؟

بخشی از افزایش قیمت ناشی از سیاست‌های غلط بود. وقتی تصمیم‌ها به جای عقلانیت، به طور احساسی گرفته  شود، هر نتیجه ای ممکن است. دلار می توانست به ۳۰ هزار تومان هم برسد اما منطق اقتصادی آن را توجیه نمی کرد؛ مردم برای خرید کالاهای وارد شده با دلار هشت هزار تومان نیز قدرت خرید ندارند، چه برسد به دلار با قیمت بالاتر. اما یک الگوی اشتباه که در ذهن مردم شکل گرفته است استفاده از دلار به عنوان یک وسیله پس انداز است و همین الگو باعث شد که دلار تا مرز ۲۰ هزار تومان هم بالا برود. نمی شود گفت که این ۲۰ هزار تومان سقف قیمت بود و دیگر تکرار نمی شود. اگر یکبار دیگر احساسات بر ما غلبه کند ممکن است باز هم این اتفاق بیفتد.

 آیا قیمت دلار باز هم تغییر می‌کند؟

به نظر من نرخ دلار در محدوده بین ۹۵۰۰ تا ۱۰ هزار تومان منطقی است. این در حالی است که اگر دولت سعی کند نرخ دلار را به عنوان مثال به حدود هشت هزار تومان برساند، باز هم خطای دیگری مرتکب شده است. دولت باید با سیستم شناورِ مدیریت شده تلاش کند در این مدت یا تا آخر سال دلار را در نرخ منطقی نگه دارد و سال آینده اجازه بدهد کمی رشد داشته باشد. آن چیزی که نرخ ارز را تعیین می کند در واقع نقدینگی و تورم است، احساسات و حباب را باید کنار بگذاریم و یک نرخ بهینه برای ارز در نظر بگیریم.

کاهش قیمت دلار چه تاثیری بر بازار طلا و بورس می گذارد؟

مولفه اصلی طلا همان ارز است، طلا هم تابعی از ضرب قیمت جهانی در دلار است که به قیمت ریالی تبدیل می‌شود؛ قیمت جهانی که تقریبا ثابت و حدود ۱۲۰۰ تا ۱۲۵۰ دلار به ازای هر انس است. اگر دلار کنترل شد بازار طلا نیز کنترل می‌شود. این دو همزاد بوده و جدای از هم نیستند.

چرا گاهی با کاهش قیمت دلار قیمت سکه کاهش نمی‌یابد؟

سکه تا پنج میلیون تومان هم معامله شد؛ پس نسبت به نرخ اولیه خود کاهش قیمت را تجربه کرده است. اگر بخواهید قیمت سکه را به صورت دقیق‌تر ببینید می‌توانید آن را با طلای ۱۸ عیار مقایسه کنید. طلای ۱۸ عیار کاملا تابع دلار است. نوسانات قیمت دلار به شرط اینکه قیمت طلای جهانی ثابت باشد به همان اندازه بر طلا اثر می گذارد که تقریبا با ثبات هم بوده است.

اما سکه علاوه بر قیمت طلایی که در آن بکار رفته یک ارزش حق الضربی هم دارد که عدد آن می تواند متفاوت باشد. ارزش حق الضربی طلا به عرضه و تقاضای سکه بستگی دارد. اگرقیمت سکه را در دو روز متفاوت بخواهید مقایسه کنید بر فرض می بینید در این دو روز قیمت دلار یکی بوده است، قیمت طلای جهانی هم یکی بوده است ولی قیمت سکه در یک روز  ۲۰۰ هزار تومان بیشتر از روز دیگر بوده است. این مربوط به حباب سکه است که کم و زیاد می شود. به این دلیل که بسیاری از مردم هنگام خرید طلا، طلای ۱۸ عیار را نمی توانند تشخیص دهند. هنگامی هم که مردم طلای ساخته شده می خرند بحث دستمزد ساخت آن وجود دارد. چون مردم دسترسی به طلای خام ۱۸ عیار ندارند دنبال یک معیاری می گردند که استاندارد باشد. این معیار استاندارد همان سکه طلا است.

مردم به عنوان مثال می دانند ارزش طلای سکه سه میلیون تومان است اما سه میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بابت آن پرداخت و این موضوع را قبول می‌کنند که مبلغ مازاد حباب است؛ یعنی بر این باورند که خودشان نیز هر زمان تصمیم به فروش سکه بگیرند با همین حباب به نفر بعدی می فروشند و به دلیل اینکه تقاضا برای یک طلای استاندارد به نام سکه بیشتر است، حباب آن نیز بیشتر از آنچه باید باشد شکل می گیرد.

آیا بانک مرکزی می‌تواند از ذخیره‌های طلای خودش استفاده کند و این حباب را بشکند؟

یک‌بار این‌کار را انجام و ۵۰ تن طلا را نیز به تاراج داد. بانک مرکزی این موضوع را باید به صورتی تبلیغ و به مردم معرفی کند که از طریق رسانه‌ها امکان پذیر است، به هر حال در کنار این تبلیغات هم باید جایگزین مناسبی برای باور مردم در مورد طلا مطرح شود. البته نه لزوما جایگزینی از جنس خود طلا بلکه جایگزینی از جنس سایر بازارها. اکنون جایگزین مناسبی که می‌توان معرفی کرد، بازار سرمایه است.

نوسانات قیمت ارز و طلا چه تاثیری می‌تواند بر بازار بورس داشته باشد؟

این که بازار طلا و ارز به یک ثبات برسد، هم می‌تواند به بازار بورس کمک کند و هم مشکلاتی برای آن به وجود بیاورد. اگر ثباتی داشته باشیم و مردم و سرمایه‌گذاران حس کنند که دیگر رشدی در بازار طلا و مسکن نیست به بازار سهام و بورس روی می‌آورند.

سرمایه گذاران باید بررسی کنند و نرخ واقعی و بهینه دلار را تشخیص دهند که بر مبنای دلار با قیمت بالاتر همچون ۱۵ و ۲۰ هزار تومان برای خودشان خیال بافی نکنند. در کنار آن دولت نیز باید یک صندوق ثبات درنظر بگیرد که البته تعریف کرده ولی این صندوق کم کار است. این صندوق ثبات را دولت باید کمی قدرتمندتر کند که بتواند از بازار حمایت کند. یعنی زمانی که بازار نزول می‌کند این صندوق ثبات به میان بیاید و عرضه های موجود در بازار را جمع کند. اگر یک زمانی مثل مهرماه قیمت ها خیلی بالا رفت و حباب گونه شد عکس آن عمل کند و جلوی رشد بازار را بگیرد. در واقع یک حالت تعادلی ایجاد کند. متاسفانه در این حوزه هم این صندوق ثبات خیلی قوی عمل نکرده است. انتظار سهام داران و سرمایه گذاران این است که دولت بیشتر در زمینه ثبات بازار فعالیت کند.

علت وابستگی اقتصاد جهانی به‌ویژه ایران نسبت به دلار چیست؛ یعنی با کوچک‌ترین نوسانی در قیمت دلار با افزایش عمومی قیمت‌ها مواجه می‌شویم؟

آمریکا حدودا ۲۴، ۲۵ درصد اقتصاد دنیا را در اختیار دارد. انتظار این است که قدرتمند ترین اقتصاد دنیا به قول معروف وقتی عطسه می‌کند بقیه سینه پهلو کنند و این طبیعی است. اگر ایران هم یک چهارم اقتصاد دنیا را در اختیار داشت زمانی که کمی ریال ایران پایین و بالا می رفت کل اقتصاد دنیا تحت تاثیر قرار می گرفت.

با توجه به قراردادهایی که بر پایه پول ملی (پول های واحد غیر دلاری) در سراسر دنیا منعقد شده یا قرار است منعقد شود مانند قرارداد بازار آزاد بین ژاپن و اتحادیه اروپا چه پیش بینی درباره قدرت دلار و استقلال اقتصاد دنیا از دلار در آینده دارید؟

موثر هست اما تاثیر خیلی قوی ندارد. فرض کنید ایران با ترکیه مثلا با لیر ترکیه معامله کند درنهایت ارزش لیر ترکیه را در مقابل دلار سنجیده می شود؛ ریال ایران درمقابل دلار چه قدر ارزش دارد. یعنی در نهایت وابستگی نسبت به دلار وجود دارد حتی اگر به صورت فیزیکی هم دلار مورد استفاده قرار نگیرد. در بلوک های اقتصادی مثل قرارداد بین ژاپن و اتحادیه اروپا؛ آیا ژاپن و اتحادیه اروپا می تواند یک پول مشترک داشته باشد؟ اگر این گونه شود این پول از اقتصاد آمریکا قوی تر می شود و سهم آن در معاملات از دلار بیشتر می شود. فلسفه تشکیل یورو در اتحادیه اروپا نیز همین بود؛ که یورو را در مقابل دلار آمریکا قرار دهد، تا جایی هم خوب پیش رفت اما متاسفانه نتوانست به پول اول دنیا تبدیل شود. نمی شود گفت در زمان کوتاهی در آینده ای نزدیک امکان پذیر است. یک عزم جهانی می خواهد. مثلا باید سهم یوآن هم به عنوان یک پول معتبر در معاملات بیشتر شود.  شاید در ۱۰ سال آینده امکان پذیر باشد که پول هایی معرفی شود و سهمشان در معاملات بالاتر باشد تا سهم دلار را اندکی کم کند.

با توجه به مشکلات اقتصادی کشور کدام بازار امنیت بیشتری برای سرمایه گذاری دارد؟

قطعا بازار سهام. نوسانات بازار سهام به کل اقتصاد ضربه نمی زند ولی زمانی که دلار به ارقام ۱۰ هزار تومان و ۱۹ هزار تومان برسد، شور و آشوب و غوغایی درون کل اقتصاد به وجود می آید. به همین دلیل بازار سهام به نظر من بهترین بازار است البته به شرطی که شخص حوصله و شناخت کافی از این بازار داشته باشد؛ در این صورت قطعا بازدهی خوبی هم خواهد داشت. دوره سرمایه گذاری در مسکن و مستغلات تمام شده است. سرمایه گذاری در بازار کالاهای فیزیکی مناسب نیست. تنها بازاری که همه جای دنیا به آن متکی هستند و به تشکیل سرمایه کمک می کند، بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 5 =