۱۰ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۷
همه چیز مطلقاً بی‌معناست!

رمان فلسفی "بیگانه" در کنار مقاله "افسانه سیزیف" هر دو از آثار آلبر کامو، از نخستین نوشته‌های فلسفه ابزوردیسم هستند و به نوعی می‌توان آنچه را که امروز از این فلسفه داریم، نتیجه این کتاب‌ها دانست.

به گزارش خبرنگار ایمنا، آلبر کامو فیلسوف فرانسوی بود که به سبب نوشته‌های مهم خود در قرن بیستم به شهرت رسید. کامو در سال ۱۹۱۳ در الجزایر تحت استعمار فرانسه در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. زمانی که ۲۵ سال داشت به کار روزنامه‌نگاری مشغول و خیلی زود مجبور به ترک الجزایر شد؛ چرا که او را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی معرفی کردند.

کامو پس از ترک الجزایر به فرانسه رفت. در آن‌جا در سال ۱۹۴۲ "بیگانه" مشهورترین رمان خود و یکی از اصلی‌ترین آثار فلسفه ابزوردیسم را منتشر کرد و باز در همان سال دست به انتشار مجموعه مقالات فلسفی خود تحت عنوان "افسانه سیزیف" زد. امروزه دیدگاه‌های او را مهم‌ترین عامل رشد فلسفه ابزوردیسم می‌دانند.

کامو در سال ۱۹۵۷ و در حالی که تنها ۴۴ سال داشت نوبل ادبیات را دریافت کرد تا در میان جوان‌ترین افرادی که موفق به کسب این جایزه مهم شده‌اند نفر دوم باشد. آکادمی سوئد او را به سبب "آثار ادبی مهمی که صادقانه و به روشنی به بیان مشکلات وجدان بشریت در عصر حاضر می‌پردازد" شایسته دریافت نوبل دانسته بود. کامو دو سال بعد در حادثه‌ رانندگی درگذشت.

در لوبرون فرانسه محل حادثه منجر به مرگ کامو دست‌نوشته‌هایی ناتمام از کتاب "مرد اول" پیدا شد که کامو در زمان مرگش روی آن کار می‌کرد و قرار بود شاهکار او باشد؛ آلبر کامو پیش از آن نیز با انتشار بیگانه، افسانه سیزیف، طاعون، عصیانگر، سقوط و بسیاری آثار دیگر سهم خود را در رشد ادبیات و فلسفه ایفا کرده بود.

هیچ دلیل مشخصی وجود ندارد!

بیگانه اینگونه آغاز می‌شود: "امروز مامان مُرد. شاید هم دیروز. نمی‌دانم. تلگرامی از خانه سالمندان به دستم رسید: «مادر درگذشت. مراسم تدفین فردا. با احترام.» این مطلقا بی‌معناست. شاید هم دیروز بوده است." این‌ها را مورسو، شخصیت اصلی کتاب و روایت‌کننده داستان می‌گوید. مورسو، مرد جوانی است که نگاهی آکنده از پوچی به جهان دارد و به همین دلیل به او برچسب "بیگانه" می‌زنند. جامعه نمی‌تواند درکی از قهرمان قصه داشته باشد، چرا که در عین صداقت بی‌چون و چرایش، یک بی‌تفاوت تمام عیار هم هست.

داستان در الجزایر، حوالی دهه ۳۰ قرن بیستم رخ می‌دهد و دو بخش اساسی دارد. بخش اول، از مرگ مادر مورسو آغاز می‌شود و با نمایش بی‌تفاوتی او و تاکید بر این موضوع که هیچ نشانی از احساسات شدید در مورسو ایجاد نشده است، به روایت روزهای آینده زندگی شخصیت اصلی داستان می‌پردازد. 

مورسو حتی زمانی که وارد رابطه‌ای عاطفی می‌شود، به درستی نمی‌داند که چطور و چرا باید عاشق شود. هیچ رابطه انسانی و غیرانسانی او را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد و میان خود و دیگران ارتباط ویژه‌ای نمی‌بیند. زمانی که آنچه را در ذهنش می‌گذرد تعریف می‌کند، به خوبی نشان می‌دهد که حتی هیچ اراده‌ای برای پیشرفت هم ندارد.

بخش دوم داستان اما زمان اوج گرفتن آن از نظر روایت است، جایی که محاکمه مورسو آغاز می‌شود. در واقع در پایان بخش اول، او پس از دعوا با چند مرد عرب، بی هیچ دلیل مشخصی یکی از آن‌ها را به ضرب چند گلوله می‌کشد و حالا قرار است عواقب تمام بی‌تفاوتی‌ها به سراغ او بیاید.

جان‌داده در راه حقیقت

بی‌تفاوتی و البته صداقت بی‌چون و چرای مورسو را می‌توان از همان جمله نخست رمان دریافت. حتی شاید بتوان این آغاز اعجاب‌آور را خلاصه‌ای از "بیگانه" به حساب آورد. این کتاب یکی از مهم‌ترین‌ها و از پایه‌های فلسفه ابزوردیسم است؛ فلسفه‌ای که کی‌یرکگارد معرفی کرد و آلبر کامو به دقت آن را ساخت.

مورسو، دیدگاه پوچ‌گرایانه نسبت به زندگی دارد و به سبب این تفکر، پذیرفتن هرگونه مسئولیت در قبال اتفاقات و مشاهده هدف در پس پدیده‌ها برایش غیرممکن است. او معتقد است که انسان هیچگونه مسئولیتی در قبال رخدادهای زندگی ندارد، چرا که نقشی هم در چگونگی رخ دادنشان نداشته است.

او در جایی، در اظهار نظری کلیدی می‌گوید: "همه مردم می‌دانند که زندگی به زحمت زیستن نمی‌ارزد. در سی سالگی مردن یا هفتاد سالگی چندان اهمیت ندارد. چون طبیعتاً در هر دو صورت، مردان و زنان دیگر زندگیشان را خواهند کرد و این در طول هزاران سال ادامه خواهد داشت. به طور کلی، هیچ چیز روشن‌تر از این نبود. همیشه این من بودم که می‌مردم، چه حالا چه بیست ساله چه شصت ساله."

خود آلبر کامو در پس‌گفتاری که بر "بیگانه" نوشته است، می‌گوید: "بیگانه داستان مردی است که بی‌ هیچ تظاهر قهرمانانه‌، حاضر است برای حقیقت جان دهد. برای من، مورسو مطرود نیست بلکه آدم بیچاره‌ عریانی است که عاشق آفتابی است که هیچ سایه‌ای به جا نمی‌گذارد."

به گزارش ایمنا، ترجمه‌های فارسی متعددی از "بیگانه"، شاهکار فرانسوی آلبر کامو دردسترس است که از جمله آن‌ها می‌توان به برگردان خشایار دیهیمی، لیلی گلستان، امیرجلال‌الدین اعلم و محمدرضا پارسایار اشاره کرد که به ترتیب توسط نشر ماهی، مرکز، نیلوفر و هرمس منتشر شده‌اند.

کد خبر 369087

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.