• ۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۸
  • کد خبر: 366644
DSC01284.JPG

اگر کمی به گذشتۀ خود نقب بزنیم و در رویاهای کودکی‌مان سیر کنیم بسیاری از ما زمانی را خواهیم یافت که به جمع آوری اشیایی مشغول بوده‌ایم، هرچند که ممکن است این مشغولیت بسیار کوتاه بوده باشد اما همان خاطره‌ها از دوران کوتاه مجموعه‌داری لذت وصف ناپذیری دارد.

به گزارش خبرنگار ایمنا، یک نفر مجموعه ای از کارت پستال را جمع آوری می کرد و دیگری به انواع مداد و خودکار و پاک کن علاقه داشت و آن یکی هم کارت‌های بازی را جمع می کرد و دیگری هم آلبومی از تمبرهای گردآوری شده داشت و ... بعد در فرصتی که در کنار سایر دوستان جمع می‌شدند یکی‌یکی اشیاء ناب خود را به یکدیگر نشان می‌دادند. اما زمان که گذشت و به دوره بزرگسالی وارد شدیم، رویاهای کودکی برای برخی از ما آدم‌ها رنگ باخت و آنچنان در روزمرگی های دنیای امروز غرق شدیم که آن عشق دوران کودکی هم یادمان رفت. دنیای مجموعه داریِ کودکان دیروز، دنیای عاشقانه ای بود که برای بسیاری همانجا در کودکی ماند و پیش نرفت و در برخی نیز روز به روز به عشقی فراگیر و ریشه دار تبدیل شد. «سعید رضوانی» یکی از آنهایی است که هنوز از رویای کودکی خود دور نشده و مجموعه داری عشقی است که سالها به همراه داشته است و در جمع آوری تمبر، سکه، اسکناس، پاکت های قدیمی، اسناد مختلف و بسیاری اشیاء ریز و درشت دیگر تجربه و البته تخصص دارد.

 نتیجۀ سالها تلاش این مجموعه دار با سابقۀ اصفهانی به صورت بورسی از تمبر، سکه، اسکناس، پاکت های تمبردار و انواع سند در مغازه ای با نام «تمبر و اسکناس سعید» در خیابان نشاط، جنب اداره پست چشم نوازی می کند و آنچه اکنون می خوانید گفتگو با سعید رضوانی، مجموعه دار پیشکسوت اصفهانی است.

چه زمانی فعالیت در زمینه مجموعه داری را شروع کردید؟

فعالیت من در زمینه مجموعه داری از زمانی شروع شد که دوم راهنمایی بودم، اوایل انقلاب بود و دوستی داشتم که هم مدرسه و هم محله بودیم و با هم در مدرسۀ عرفان واقع در محله تیران و آهنگران درس می خواندیم. او یک‌بار آلبوم تمبری را که جمع آوری کرده بود به من نشان داد، من وقتی این مجموعه را دیدم خیلی جذب شدم و از دوستم پرسیدم که چطور می توانم این کار را انجام بدهم و او هم یک مغازه در خیابان فروغی را به من معرفی کرد که صاحب آن یک فرهنگی بازنشسته به نام آقای چیت ساز بود و اتفاقا چند سال پیش فوت کردند. آقای چیت ساز مجموعه نفیسی از کبریت نگهداری می کرد که یادم است آن زمان آمدند و از منزلشان فیلمبرداری کردند و در برنامه دیدنی ها نمایش دادند. من نزد آقای چیت ساز رفتم و ایشان من را راهنمایی کرد و به این ترتیب جمع آوری تمبرهای یادبودجمهوری اسلامی ایران را شروع کردم، کم کم راهش را یاد گرفته بودم و به اداره پست می رفتم و تمبرها را که به صورت ورق های ۵۰ عددی بود خریداری و جمع آوری می کردم.

فروش آثار را چه موقع شروع کردید؟

از همان سالی که تربیت معلم قبول شدم یعنی سال ۶۳ مغازه داری را شروع کردم؛ پدرم در خیابان کاوه مغازه ای داشت که خودش در انتهای مغازه خیاطی می کرد و جلوی مغازه را در اختیار من گذاشت؛ من هم ویترین یک متری جلوی مغازه گذاشتم و فروش تمبر را شروع کردم. حدود سه سال که گذشت اسکناس هم جزو برنامه فروش مغازه آمد و الان سالها گذشته و مجموعه داری من به یکی دو کار محدود نیست و شامل تمبر، سکه، اسکناس و پاکت های قدیمی، کبریت، بلیت های اتوبوس، سندهای قدیمی و بسیاری مورد دیگر است.

همزمان تحصیل را هم ادامه دادید؟

بله سال ۶۳ تربیت معلم قبول شدم و دو سال در دانشگاه تربیت معلم شهید آیت درس خواندم و فوق دیپلم آموزش ابتدایی گرفتم. من ۳۰ سال در آموزش و پرورش خدمت کردم، چهار سال در منطقه فریدن بودم و بعد به اصفهان منتقل شدم و بیش از ۲۰ سال  را در مناطق مهم اصفهان مثل ناحیه دو و یکی از مدارس مهم اصفهان به نام مدرسه ابتدایی فرهنگیان معاونت داشتم. در مجموع حدود ۲۵ سال از این ۳۰ سال را معاون مدرسه بودم.

در راه مجموعه داری با مشکلی هم مواجه شدید؟

در طول زمان بسیاری از اسناد قدیمی را از اصفهان و اطراف آن به صورت کلی و گسترده از مجموعه داران بزرگ اصفهان خریداری کردم و سال ۱۳۹۵ حراجی برگزار کردم که این حراج باعث شد مورد دید دیگران قرار بگیریم و کم‌کم دیگران را به این فکر انداخت که در این مغازه چه فعالیتی انجام می شود و آیا کار من قاچاق است یا اصولی؟ این موضوع باعث شد که یک شب تعدادی به مغازه من آمدند و وقتی دیدند حجم سندها زیاد است این سوال برایشان پیش آمد که آن ها را از کجا و به چه صورت به دست آورده ام و آیا قانونی است یا خیر؛ درحالی که در هیچ کتابی که مرتبط با قانون است مطرح نشده که شما نباید سند جمع آوری کنید و هیچ ایراد قانونی ندارد. خلاصه اینکه آنها سندها را بردند و به اداره اسناد و املاک اصفهان تحویل دادند و کم کم این اسناد به سازمان اسناد ملی در تهران رسید. بعد از اینکه کار را از طریق دادگاه پیگیری کردم و آنها فهمیدند که من یک مجموعه دار هستم و کارهایم اصولی بوده و ۴۰ سال سابقه کار دارم و کاری با حفاری و قاچاق عتیقه نداشته ام من را تبرئه کردند و دستور دادند که تمام اسناد و هر چیزی که از من گرفته اند بازگردانده شود. دو سال و اندی زحمت و پیگیری و اضطراب داشتم تا بعد از رأی دادگاه و صرف مدت زمان زیاد، سکه ها و اسناد به من بازگردانده شد، از اداره میراث فرهنگی اصفهان تشکر می کنم که امانت دارهای خوبی بودند و سکه ها را کامل به من برگرداندند، اما باعث تاسف است که اداره اسناد و املاک اصفهان و سازمان اسناد ملی تهران نتوانستند امانت دار خوبی باشند و تعدادی از سندها به من مرجوع نشد. ضمن اینکه اسنادی را هم که به من برگردانند همه را در گونی تحویل دادند و ضربه بدی به من به عنوان یک مجموعه دار وارد کردند؛ چرا جایی مثل سازمان اسناد ملی که ادعا می کند حفظ و حراست اسناد ملی ایران به دست او است، سندها را داخل گونی به من برگرداند؟ درحالی که من همه را درون کلاسورهای مرتب و به صورت موضوع بندی شده جمع آوری کرده بودم. البته زیبایی ها و شیرینی هایی که در این چند سال از کار مجموعه داری حس کرده ام باعث شده که ضربه مهلک دو سال و نیم اخیر را زیاد به جایی انعکاس ندهم.

آثارتان شناسنامه دار شده اند؟

تنها مجموعه سکه هایم شناسنامه دار شد و بقیه متاسفانه خیر چرا که سازمان های مختلف نتوانستند در این چند سال اطمینان دقیقی را برای ما مجموعه دارها ایجاد کنند، البته نه تنها من بلکه خیلی از افراد دیگر هم جرأت ندارند که به سازمان های میراث فرهنگی و اسناد ملی و یا به سراغ دیگر سازمان هایی بروند که به کار ما مرتبط هستند، چون این موضوع در ذهن همه وجود دارد که اگر ما رفتیم این مجموعه را ثبت و شناسنامه دار کردیم دیگر صاحب اصلی آن نیستیم. البته مجموعه سکه هایی که من جمع آوری کردم شناسنامه دار شده اند که شامل حدود پنج هزار سکه است. یک قانون هم وجود دارد که من فقط می توانم این سکه ها را به مجموعه دار ایرانی منتقل کنم و از این بابت خیلی خوشحالم چون من در طول این همه سال فعالیتم اصلا برای انتقال این جنس ها به خارجی ها روی خوشی نشان ندادم یعنی اگر خارجی ها به این مغازه بیایند فقط چیزهای جدید مثل سکه های قبل از انقلاب یا بعد از آن را می دهم و نسبت به بقیه حس خاصی دارم و دوست دارم در ایران حفظ شوند.

آیا می توان از راه مجموع داری امرار معاش کرد؟

در مراحل اولیه قطعا این کار پشتوانه هایی نیاز دارد که متاسفانه در کشور ما انجام نمی شود و ما هم نسبت به این موضوع معترض بوده ایم. الان خیلی از افرادی که می خواهند به سمت شغل ما بیایند باید با ترس و اضطراب مثلا یکسری سکه تهیه کنند و مرتب به خودشان می گویند آیا اینها مشکل دارد یا ندارد، قاچاق است یا نیست؟ اما قانون تا حدی این مسئله را به این شکل باز کرده که مشکلی در نگهداری سکه های دارای قدمت تا۴۰۰ سال وجود ندارد، اما از ۴۰۰ سال به قبل به داستان قانون مجموعه داری مربوط می شود که اگر کسی بخواهد چنین سکه هایی را نگهداری کند باید یک مجموعه دار شده و سکه هایش ثبت شود و با اجازه میراث فرهنگی آن ها را نگهداری کند و اگر هم خواست  آن ها را انتقال دهد، باید با اجازه میراث فرهنگی به مجموعه  دار دیگری انتقال دهد. البته در مورد سایر مجموعه ها هیچ قانونی وجود ندارد که مثلا جایی ذکر شده باشد که جمع آوری اسناد، اِشکال و ممانعت قانونی دارد و چیزی هم که من توانستم به دادگاه ثابت کنم و دستور بازگشت سندها صادر شد همین بود که چیزی وجود ندارد که نشان دهد جمع آوری سند و کتاب خطی و چاپی مشکل قانونی دارد و موضوع قانون فقط درخصوص سکه های با قدمت ۴۰۰ سال به بالا وجود دارد.

نمایشگاهی از مجموعه هایتان برگزار کرده اید؟

چون من فرهنگی بودم حدود ۱۵ سال پیش از طریق موزه آموزش و پرورش اصفهان دعوت شدم که در این موزه نمایشگاهی برگزار کنم. من آن زمان اسکناس های ناصرالدین شاه، محمدرضاشاه و اسکناس های جمهوری اسلامی را حدود یک هفته در این موزه به نمایش گذاشتم، متاسفانه بعد از آن تا الان با اینکه  نزدیک به ۴۰ سال در زمینه مجموعه داری سابقه دارم اما غیر از آن نمایشگاهی که در موزه آموزش و پرورش برگزار کردم دیگر کسی نیامد بگوید آقای رضوانی دوست داری در جایی به عنوان نمایشگاه شرکت کنی و اجناست را نشان بدهی و چند نفر را به مجموعه داری علاقمند کنی!؟

مجموعه هایتان را بر اساس نظم خاصی جمع آوری کرده اید؟

من چون در کنار مجموعه داری به فروش آثار هم مشغول هستم شاید آن نظمی که یک مجموعه دار بتواند داشته باشد را نداشته باشم ولی آن چیزی که خیلی روی آن در این چندسال سرمایه گذاری کرده ام و حس خوبی به آن داشته ام و واقعا می توان به آن مجموعه داری کامل گفت که کاملا منظم جمع آوری شده، سندهای قدیمی است که در این خصوص زحمت بسیار زیادی کشیدم و تمام این سندها بر اساس موضوع دسته بندی شده و روی همه کلاسورها توضیحات مربوط به مجموعه اسناد آن وجود دارد. به جرأت می توانم بگویم با وجودی که بخشی از این اسناد از سوی سازمان اسناد به من بازنگشت اما هنوز هم تمام این اسناد یک موزه را پر می کند.

فردی که می خواهد به تازگی مجموعه داری را شروع کند چطور باید اقدام کند؟

 فردی که می خواهد این کار را شروع کند اول از همه باید سعی کند به یک آدم مورد اطمینان و با تجربه که اطلاعات کافی دارد مراجعه و از راهنمایی های او استفاده کند و با راهنمایی های آن فرد پیشرفت کند تا به مرور زمان یک مجموعه دار کاملی  شود. افراد زیادی آمده اند و مجموعه شان را به ما نشان می دهند و  می بینیم که مثلا یک مجموعه اسکناس های کهنه و آلوده را جمع آوری کرده که ارزشی هم ندارد، این موضوع به این دلیل است که هیچ راهنمایی نداشته اند، درحالی که روش مجموعه داری این است که مجموعه ای را سالم و بدون عیب و با استفاده از کاتالوگ ها و راهنمایی هایی موجود تهیه کند، درنتیجه اگر کسی راهنمای خوبی داشته باشد با توجه به توانایی مالی خود می تواند پیشرفت کند و مجموعه دار خوب و موفقی شود اما اگر راهنما نداشته باشد بعد از چندین سال می بیند که به یک بیراهه رفته است یعنی هزینه ای کرده که شاید با مکافات و دردسر بتواند آن هزینه را برگرداند، اما اگر راهنمای خوبی داشته باشد نه تنها مجموعه دار خوب و حرفه ای خواهد شد، بلکه می تواند افراد دیگری را هم راهنمایی کند و مجموعه‌اش ارزش بسیار خوبی پیدا کند.

در خواندن سندها هم تخصص دارید؟

بله، به مرور زمان خواندن اسناد را یادگرفتم، البته تنها خطی که خواندن آن به آموزش خاص نیاز دارد خط سیاقی است که به مرور زمان به آن آشنا شدیم؛ برخی از این اسناد را هم مرمت کرده ایم. سند وقتی برای ما ارزش بیشتری پیدا می کند که تاریخش قدیمی تر باشد ضمن اینکه مُهرهای روی سند و کیفیت سند هم اهمیت زیادی دارد.

تصمیم ندارید موزه ای برای نمایش آثارتان ایجاد کنید؟

با توجه به مشکلاتی که در این چند سال حس کردم الان فکر ایجاد موزه را ندارم. یکی از دوستان برای اینکه بتواند موزه ای برای نمایش مجموعه هایش تاسیس کند به هر سازمانی مراجعه کرده اما در نهایت به او گفته اند محلی در میدان امام علی(ع) را دراختیارش قرار می دهند تا اجناسش را در معرض دید قرار دهد اما موضوع امنیت در آن مکان درنظر گرفته نشده است در حالی که ایشان یا هر فردی که بخواهد آثارش را در موزه به نمایش بگذارد باید از ایمنی و بیمه آن حمایت شود. دوست دیگری هم سال های سال به دنبال ایجاد موزه است و دو خانه پر از اجناس مختلف دارد، اما نهایتاً به او گفته اند یکی از خانه هایی که بازسازی نیاز دارد را به او می دهند تا خود این فرد برای بازسازی آن هزینه کرده و بعد آن را به موزه تبدیل کند! وقتی ما این نمونه ها را می بینیم حسی برای ایجاد موزه پیدا نمی کنیم وگرنه همین الان فقط مجموعه اسناد من علی‌رغم اینکه خیلی از آن ها از طرف سازمان اسناد بازگردانده نشد اما باز هم یک موزه را ساپورت می کند. این عدم حمایت ها در کشور ما درحالی اتفاق می افتد که در کشورهای دیگر وقتی کسی جنسی یا مجموعه ای دارد با احترام با او برخورد می کنند و به او بها داده و پشتیبانی می کنند، سال به سال برایش نمایشگاه می گذارند، اما در ایران آیا نمایشگاهی مثلا در خصوص سکه و اسکناس و تمبر برگزار شده است؟! به هرحال باید سازمان هایی مثل میراث فرهنگی از این افراد پشتیبانی کنند.

شیرین ترین بخش مجموعه داری چیست؟

همان لحظاتی است که فردی با راهنمایی هایم به مجموعه داری وارد شده و از لحاظ فکری، فرهنگی، معنوی و مادی پیشرفت کرده است. شیرین ترین لذت این کار وقتی است که پدر و مادری فرزندشان را نزد من می آورند تا آموزش ببیند و من او را راهنمایی می کنم که مثلا پول هایش را هدر ندهد و چطور جلو بیاید و مجموعه داری را شروع کند تا جایی که کم‌کم آن فرد به جایی می رسد که خودش می آید و می گوید که مثلا سکه فلان سال را دارم و فلان سال را ندارم و آن را می خواهم؛ این یک نوع پیشرفت است و من حس می کنم کارم مفید بوده و راضی می شوم. مثلا اتفاق افتاده که پدری فرزندش را نزد من آورد و گفت آقای رضوانی هر چیزی می دانی به پسرم تحویل بده، من هم با راهنمایی که به این فرد کردم او توانسته به مرور زمان اسکناس های جمهوری اسلامی را به ترتیب امضاهای مختلف و بعد هم اسکناس های دوران قبل از آن را به ترتیب و با امضاهای مختلف به صورت یک مجموعۀ کامل جمع آوری کند و زمانی که می خواست ازدواج کند این مجموعه ای که جمع آوری کرده بود به لحاظ مالی کمک بسیار زیادی به او کرد.

به گزارش ایمنا، مجموعه داری در ایران، حدود ۱۷۰ سال قبل با میرزا محمود مستوفی آشتیانی ملقب به «قَره» اولین مجموعه‌دار مسکوکات و سنگ‌های قیمتی آغاز شد و او هرگاه شئی می یافت که بر دلش می نشست چشمانش برق می زد و «جمادی چند دادم جان خریدم، بحمداللَّـه بسی ارزان خریدم» را بر زبان می راند. حالا از آن زمان سالها می گذرد و مجموعه داری همچنان ادامه یافته و دنیایش آنقدر وسیع است که برای گفتن و نوشتن، سخن بسیار دارد، فعالیتی خاص که هم تخصص می خواهد و تجربه و هم عشق... عشق به جمع آوری و نگهداری آثاری که با پالایش، دسته بندی و هویت سازی در معرض دید عموم قرار می گیرد و به راستی که مجموعه داران، حافظانی برای بخش هایی از تاریخ به شمار می روند و اگر چه مجموعه داری و نوع نگاه به مجموعه داران در ایران با این نوع فعالیت در جهان بسیار متفاوت است، اما عاشق که باشی می توانی عاشقی کنی.

از سعید رضوانی خداحافظی می کنیم و دو اسکناس بارگاهی تانخورده هدیه ای است که  استاد توشۀ راهمان می کند، شاید ما نیز لذت مجموعه داری را چشیده و آن را کلید بزنیم...

گفتگو از: شیرین مستغاثی، سرویس فرهنگ و هنر ایمنا

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • سعید IR ۱۴:۲۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۰۶
    0 0
    بنده این آقای رضوانی رو چندین ساله که باهاشون آشنا هستم. برای خودشون استاد بزرگی هستند. ان شاء الله که همیشه سالم و سلامت باشند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =