• ۱۱ مهر ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۴
  • کد خبر: 354707
شنزن چين

اقتصاد شهری یکی از پایه های مهم مبحث مدیریت شهری است و یکی از وظایف مهم شهرداری ها، صیانت از رونق اقتصاد شهری است.

به گزارش خبرنگار ایمنا، سرانه تولید در شهرها بهویژه در کلانشهرها عموما نسبت به سایر نقاط جهان بیشتر است و درعینحال شهرهای بزرگ استعداد بیشتری برای دستیابی به رشد اقتصادی بالاتر را از خود نشان دادهاند.

این اکسیر اقتصاد شهری که به این کامیابیها دامن میزند، از چه مایه میگیرد؟ پاسخ ساده است از تنوع و گوناگونی فرهنگی، نژادی و اجتماعی در محیطی پویا که امکان تعاملات هرچه مؤثرتر را فراهم میآورد و درنتیجه سبب بروز زمینه فراگیری بهتر و سریعترِ مهارتها میشود. شهرها بهاینترتیب از غنای منابع انسانی بیشتری برخوردار هستند، ضمن آنکه از انباشتگی سرمایه و امکانات مالی نیز بهطور تاریخی بهره میبرند. اینها به یک فاکتور آزادی عمل و خلاقیت در ایجاد کسبوکار و توسعه اقتصادی منتهی میشود، مسیری که باید از آغاز تا پایان از سوی مدیران شهری به رسمیت شناختهشده و مورد مراقبت و پرورش قرار گیرد.

دلیل اهمیت و چرایی صیانت از اقتصاد شهری نیز واضح است؛ اقتصاد شهری در رابطه مستقیم با کیفیت زندگی شهروندان است. شهری با اقتصاد قویتر میتواند نهتنها در حفظ نیروی انسانی خلاق خود موفقتر عمل کند که بر جریان مهاجرت نیز حاکم شود و چرخه پویاتری از تنوع و تکثر و برخورداری از مواهب نیروی انسانی را مدیریت کند.

اقتصاد شهری درعینحال باید به سمت کاستن از معضلات شهری جهتدهی شود و نباید رونق اقتصادی شهر به یک توسعه بیرویه و لگامگسیخته منجر شود. از اینجاست که نقش حاکمیت شهری پررنگتر میشود. تدوین استراتژیهای اقتصادی عمدتاً در جهت ایجاد شغل و ارتقای درآمدهای مالیاتی که حیات دولتهای شهری را قوام میدهد، صورت میگیرد و شخص شهرداران در نوشتن راهبرد بلندمدت و شکل دادن به استراتژی اقتصادی شهرها نقش پررنگتری نسبت به سایر بازیگران ایفا میکنند.

به نظر میرسد آن دسته از شهرداران و دولتهای شهری توانستهاند کارنامهای موفق در تدوین و پیشبرد استراتژیهای اثربخش اقتصادی را برجای گذارند که یا خود یا پیشینیانشان ساختارهای حاکمیت شهری را اصلاحکردهاند. اصلاح ساختارها که عمدتاً معطوف به یکپارچگی حاکمیت شهری است اگرچه دست بازتری به دولت شهری میدهد اما درعینحال اجازه منحرف شدن از مسیر هویت و تنوع و تکثر شهری را میبندد.

این خط قرمز بهویژه در سیاستگذاریهای مرتبط با کاربری زمین و خانهسازی، بیشتر خود را نشان میدهد و ازاینرو شهرهای موفق همگی سیاستهایی را در پیش میگیرند که بهگونهای سنگین بهای مسکن و زمین را زیر کنترل بگیرد.

یکی از زیرشاخههای مهم اقتصاد شهری همچنین بررسی جغرافیای فقر در شهر است. بررسی یکبهیک محلات و اینکه ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی محلات چگونه فرصتهایی را برای رونق اقتصادی یا گستردن دامهایی برای فروکشاندن در ورطه فقر، جلوی پای شهروندانش قرار میدهد.

ازاینرو اقتصاد شهری در خدمت حیات، زندگی و زیست شهری دیده میشود و ازاینروست که اقتصاد پایدار شهری معنا و مفهوم عمیقتری یافته است.

در اصفهان بهعنوان یک کلانشهر، اقتصاد شهری با پرسشهای فراوانی دستبهگریبان است. آیا سیاستهای مرتبط با کاربری اراضی و مشوقهای ساختوساز تورمزا نیست؟ آیا چرخه درآمد برای اداره شهر بهنوعی نابرابری اقتصادی دامن نمیزند؟ یکپارچگی حاکمیت شهری که از سوی شهرداری حمایت میشود، در صورت تحقق خواهد توانست مهاری باشد بر لگام گسیختگی پروژههایی که در دو دهه گذشته هویت شهری را مخدوش کرده است؟ اصولاً راهبرد توسعه اقتصادی شهر کدام است و چرا در تدوین آن تعلل میشود؟ اگر راهبرد توسعه اقتصادی بر صنعت گردشگری تأکید کند، که استانداردهای زیست محیطی فراتر از معمول دارد، مسئله آب و آلودگی را چگونه باید رفع کرد؟ چگونه باید مسیر اقتصاد پایدار را هموار کرد در شرایطی که با روند مهاجرتی و خروج نخبگان و چهرههای خلاق شهر اصولاً غنای نیروی انسانی هم با تردیدهای عمده مواجه است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =