• ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۰
  • کد خبر: 350323
روز خبرنگار

شاید هر کدام از ما برای یک بار هم که شده کتاب‌های «ماجراهای تن‌تن» را خوانده باشیم. داستان خبرنگاری جوان، اهل بلژیک که به همراه سگ محبوبش «میلو» ماجراجویی می‌کند. شخصیتی که همیشه به واسطه حرفه خبرنگاری در یک سلسله ماجراهای جذاب و خطرناک حضور دارد.

به گزارش ایمنا، او همیشه ما را در سیر اتفاقات عجیب، توطئه‌های پیدرپی و اکتشافات بزرگی که انجام میداد، با خود همراه میکرد. «تن‌تن» مهربان، شجاع و کاربلد بود و همه این ویژگی‌ها کافی بود تا ما هم بخواهیم مثل او خبرنگار شویم و چه روزهایی را که با رویای خبرنگار شدن گذراندیم و خودمان را در میان یک داستان ماجراجویانه تصور کردیم. تصور می‌کردیم و می‌خواستیم استعمار، نژادپرستی و ... را از بین ببریم.

بعدها که بزرگ‌تر شدیم و برای اولین بار فیلم «خبرنگار خارجی» را دیدیم، باز هم دلمان خواست خبرنگار شویم و مثل «جانی جونز» به ماموریت برویم، دشمن را شناسایی کنیم و او را لو بدهیم و قهرمان باشیم.

بگذریم که در طول همه این سال‌ها، گزارش‌های جالب محمدرضا حسینی‌بای، کامران نجف‌زاده، میترا لبافی و حتی تکه‌کلام معروف حمیدرضا معصومی‌نژاد که می‌گفت: «حمید معصومی‌نژاد رُم» - که با آن شوخی هم می‌کردیم-، ذوق خبرنگار شدن را در ما بیشتر هم کرد.

و یا همین چند وقت پیش وقتی که رمان «ژورنالیست» را خوانیدم و با «راحیل» همراه شدیم و چند روزی را با یک خبرنگار زندگی کردیم، پای مشکلات و درد دل‌های او نشستیم، عاشق شدیم و خبر نوشتیم، باز هم دلمان خواست خبرنگار شویم.

ما در همه این لحظات همیشه آروز می‌کردیم ای کاش! ما هم مثل آن‌ها خبرنگار بودیم و پیش خودمان می‌گفتیم: وای که چه کیفی دارد این شغل خبرنگاری!

روزگار چرخید و چرخید و حالا چند وقتی است که ما هم خبرنگار شده‌ایم، پای صحبت آدم‌های بسیاری نشسته‌ایم، با آن‌ها خوشحال شده‌ایم، غصه خورده‌ایم، گزارش و خبر نوشته‌ایم، گفتگو تنظیم کرده‌ایم، تیتر زده‌ایم، لید نوشته‌ایم و برای دبیر فرستاده‌ایم و او هم احتمالا گاهی از خواندن مطالب ما ذوق کرده و گاهی هم نه، تیترمان را عوض کرده و گفته که تیترت خیلی هم جالب نبوده است! و تذکر داده که در خبرتان اعداد را چه‌طور بنویسید، فلان جمله‌بندی را تصحیح کنید و یا ضرب‌العجل داده که تا فلان روز باید مطالبتان آماده باشد و شاید بعضی از ما ناراحت هم شده‌ایم، آخر گاهی ما خبرنگارها خیلی زود دلمان می‌گیرد، حساس هستیم...!

اما فردا همه چیز را فراموش کرده‌ایم و شوق خبرنگاری دوباره ما را بلند کرد و روز از نو و روزی از نو: خبر، گزارش، تیتر، لید، هشتگ و ...

یادداشت از: سمانه آقائی آبچوئیه، خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر ایمنا

نظرات

  • انتشار یافته: 5
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • نینا IR ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۷
    2 1
    بسیار عالی، ممنون از زحماتتون
  • بیانی FR ۱۱:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۷
    2 1
    آخه چه ناز نوشتی آفرین...روزتون مبارک
  • لی لی بنوفامیل AZ ۱۵:۰۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۷
    2 1
    خانم آقایی نازنین خیلی خوب نوشتید مثل همیشه جذاب...سربلند باشید.
    • سمانه آقائی FR ۱۴:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۸
      2 0
      ممنون بانو
  • سحر مدني US ۰۹:۳۶ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۰
    1 0
    مطلب جالبي بود..ممنون از شما

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 13 =