• ۲۶ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۰
  • کد خبر: 341466
میدان نقش جهان اوج هنر نصف جهان

شهردار اصفهان در هفته ای که گذشت، به همراه چند فعال اقتصادی و فرهنگی و هنری راهی پاریس شد تا هفته فرهنگی اصفهان را در این شهر افتتاح کند، شهری که به روزگار صفویه، مراودات بسیاری با پایتخت آن روز ایران داشت.

به گزارش ایمنا، قدرت الله نوروزی در این سفر سخنرانی دلنشینی هم در محل مجلس ملی فرانسه ایراد کرد، سخنانی که در تنظیم آن می توان روحیه لطیف و ظریف ایرانی را دید، متنی پر از ارجاع به قرینه‌های معماری در سوی شرق و غرب، انگار که تابلویی هزار و یک شبی از این سوی جهان در برابر چشم پاریسی ها آراسته شده بود که روبروی بازتابی از خود اصفهان را به خود پاریس نشان می داد.

نوروزی، جامع عباسی را در برابر نوتردام قرار داد و از پل خواجو تا نِف، تخت فولاد و گورستان پرلاشز یا ورسای و عالی قاپو، قافیه هایی ساخت برای نشان دادن قرینگی فرهنگی دو شهر به قدمت تاریخ ستبر! واگویه های نوروزی از قرابت ها، تعامل ها و روابطی که فارغ از پرتکل های تکراری و نگاه های رسمی جریان دارند، نشانه ای از جریان مداوم دلبستگی‌های بشری در فراسوی مرزهاست که هر گاه سدی بر سر آن ساخته شده، راهی دیگر به روزنی یافته است.

در روزهایی که نائره جنگ و نفرت هر روز در منطقه طنین افکن است و بیرق های سیاه از صبح تا شام، نمادی می‌شوند برای از مرگ برای زندگان، سفری از این جنس، می تواند به مثابه تصویری مانند شود که گنجی را در مقابل کهنه انبانی و عالمی را در مقابل یک زاویه بسته از کلان روایت شرق معنوی به سوغات برای مردمانی ببرد که اگرچه جغرافیایشان غرب است در ساحت وجود انسانی، گفتمانی متفاوت از تصورات رسمی را برساخته و زندگی می‌کنند.

نوروزی در این سفر تلاش کرد تا مجموعه ای از جلوه های فرهنگی، موسیقی، نگارگری و نگارگری را با خود همراه ببرد تا نشان دهد که همه، نقش صورت ها و تصویر نقاشان را بر نمی شکنند و نمی سوزانند یا صداها را خاموش کنند و اگر شناخت غالب از این سو، به غایت زشت و هولناک است نه به خاطر انبوهی شرارت در گستره گاهواره تمدن است که از محدود بودن دایره ذره بینی است که بر نقاط تاریک فرا گرفته شده و شدت هولناکی رخدادهایی است که بیش از همه طبع نازک خیال شرق معنوی را خراشیده اند.

اما از دیگر سوی قصه، می‌توان برگزاری هفته فرهنگی اصفهان در پاریس را اولین کنش هدفمند شهردار اصفهان دانست، کنشی که سال ها از آن خبری نبود، سطحی نگری و تفکر تک وجهی مدیران شهری یا ملی برای مدت مدیدی کشور و شهرهای بزرگ آن را از ارتباط معنایی با همتایان دیگر خود بازداشته بود، سخت گیری و تنگ نظری‌هایی که جلوه های آن در سراسر کشور در حال نمایان شدن است از پشت پرده های کنایه، ایهام و توجیهات سربرآورده و سودای تبدیل شدن به رویه‌های ثابت را دارند.

مقابله با چنین روندی، نیاز به کنش گری دارد، فعال شدن در عرصه هایی که شأنیت آن را نیز دارا هستند، اگر صحبت از حکمرانی خوب می‌کنند یا به جهان‌شهر بودگی اصفهان یا دیگر شهرهای بزرگ کشور می اندیشند، رویای خلاقیت در سر می پرورانند و برای خود در آنسوی مرزها، قرینه می سازند، باید قافیه شعر درونی خود را نیز هماهنگ کنند. به این فکر کنند چگونه پاریس چنین شهری شد پری آسا که خاطره اش جهان گرفته است و نصف جهان باید به مدد داشته های پیشینیانش به ملاقات آن برود؟

چرا روزی آنها نوتردام، ورسای و شانزه لیزه ساختند، مانند آنچه اینجا ساخته شد اما وقتی ایفل در دل پاریس سر برآورد، ظل السلطان چهارباغ را به فنا داد و حتی چنارهایش را فروخت؟ از خود بپرسند آن منظومه فرهنگی کجا رفت که صائب، کمال اسماعیل یا شیخ بهایی و دیگر بزرگان را به مداومت در حافظه خود ثبت می کرد اما دولت مستعجل شد، چگونه از منتسکیو تا لوکونت دولیل و کونتس دونوآی عاشق ادبیات ایرانی می شوند و پی یر لوتی کتاب به سوی اصفهان را می نویسد و در کنار آنها صدها ادیب و فیلسوف جهانی شده تحویل می‌دهند اما دیگر صدایی از مدرس ابن سینا برنخواست؟

بهتر است در کنار پاریس رفتن ها و یادآوری مهربانی‌هایی که با داشته های خود کرده ایم، به آن سوی تابلو هم نظری داشته باشیم که در برابر حلقه های ادبی، نخبگان و سرمایه های اجتماعی چه نگرش و رفتاری از خود بروز داده ایم، چگونه در نردبان ترقی همدیگر را به زیر کشیده ایم و تنها افسوس داشته های دیگران را خورده ایم، مدیران و نخبگان باید از آخرین پنجره ای که به سوی فردای بهتر به مدد جوانان، فرهیختگان و دلسوزان گشوده استفاده کنند.

امروز اگر قرار است تا محور اقتصاد از نفرین طلای سیاه رهایی یافته و گردشگری پایدار جایگزین آن شود یا صنایع هایتک به جای کهنه گفتمان قرن نوزدهمی صنعت در مدار قرار بگیرد، راهش از گردنه عزم و همت می گذرد، نیاز به عمل کردن دارد، عمل به وعده ها، شفاف بودن و بریدن از جزم اندیشی و تفکر بسته، احتیاج دارد به رویدادسازی با مشارکت شهروندان و بالاتر از همه به آینه ای نیاز دارد که خود ما را نه آنگونه تصور می‌کنیم بلکه در هیبت راستین به ما نشان دهد.

اصفهان به جِد در سخن، همه پیش نیازها و مولفه های جهان-اسطوره شهر را دارد، روایتی متداوم در طول حیات کهن، رواداری و دوری تعصب در کنار علاقه به کار و تلاش اما در عمل با خودش رودربایستی ملال آوری را تمرین کرده که اگر به آن پایان ندهد، دیگر با شکرشکنی نمی تواند دهان مخاطبش را شیرین کند و اگر دیر بجنبد، تنها افسوس خاطرات خوب گذشته را در انبانی کهنه به دوش خواهد کشید.

منبع: احتساب

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =