• ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۶
  • کد خبر: 339319
کتاب

کتاب ها در چمدان کوچک خانم شهریاری چشمک می زند، آرام درکنار کتاب هایش ایستاده است و به عابران توجه ویژه دارد. هر فردی که ازکنارش عبور می کند به او و چمدانش نگاهی می اندازد و برای لحظه ای درنگ می کند و کتابی را ورق می زند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، مغازه اش تنها یک چمدان پر از کتاب است، حدود ۵ ماه است به صورت سیار در جای‌جای شهر اصفهان و خارج از این کلان شهر جهانی با فروش کتاب مشغول است، شهریاری یکی از ۱۲ زنی است که در استان کتاب فروش سیار هستند.  آنچه در ذیل می خوانید گفت و گوی خبرگزاری ایمنا با وی است.

این ایده چه مدت است شروع شده است؟

تقریباً یکسال

این ایده از کجا شروع شد؟

اولین ایده را ازسوی انتشارات اوستا ارایه شده ولی الان انتشارات دیگر هم کار می کنند.

هدف چیست؟

هدف از این کار، ترویج فرهنگ کتابخوانی است. تصمیم گرفتیم این کار را در شهر راه بیندازیم تا حداقل یک مقدار سطح فرهنگ کتابخوانی را بالا ببریم. شاید یک نفر وقت رفتن به کتابفروشی را ندارد ما می توانیم حداقل اینجا به او کتاب بفروشیم.

در یک مکان ثابت برای فروش اقدام می کنید؟

نه، من در حرکت هم هستم حتی به مغازه ها می روم و مغازه دارها می گویند "چه کار خوبی ما می خواستیم برویم کتاب بخریم وقت نمی کردیم و حالا شما کتاب موردنظرمان را در مغازه آورده ای".

شما چه مدت است که کارمی کنید؟

حدود ۵ ماه.

چند نفر هستید به صورت سیار به فروش کتاب مشغول هستید؟

۱۲ تا ۱۵ نفر خانم در کل استان اصفهان هستیم.

هر کتابی از هر انتشارات را می فروشید؟

بله کتاب های مختلف کودک، روانشناسی، تاریخی، شعر و بسیاری دیگر از کتاب ها در زمینه های متخلف و از انتشارات مختلف را می فروشیم.

تخفیف هم می دهید؟

بله ۱۰ درصد.

کتابهایی که می فروشید را خوانده اید؟

من خودم بیشترشان را خوانده ام، ضمن اینکه آن انتشاراتی که برای آن ها کارمی کردم کانالی را در تلگرام ایجاد کرده که سرپرست کانال، خلاصه کتاب ها را برایمان می گذارد و ما آنها را مطالعه می کنیم و برای مشتریان توضیح می دهیم.

کتابهایی که برای فروش می آورید خودتان انتخاب می کنید؟

از روی فهرست کتاب هایی که انتشارات به ما معرفی می کند خودمان کتاب هایی که علاقه داریم را برای فروش انتخاب می کنیم و عمدتاً براساس مکانی که می رویم کتاب ها را انتخا ب می کنیم.

یعنی می دانید کدام مکان های اصفهان به چه کتابهایی علاقه دارند؟

بله، مثلاً در خیابان چهارباغ بیشتر به کتابهای روانشناسی و کودک و رمان علاقه دارند و این کتاب ها به فروش می روند، یا من به هنان رفتم و کتاب های تاریخی و روانشناسی متقاضی بیشتری داشت، یا در شهرک های صنعتی بیشتر نسبت به کتاب های تاریخی علاقمندی وجود دارد.

برای فروش کتاب ها به کدام مکان ها در اصفهان رفتید؟

من به خیلی نقاط شهر اصفهان را رفته ام حتی شاهین شهر و زرین شهر و کاشان نیز رفته ام.

در کدام شهرها استقبال از کتاب بیشتر بود و فروش بیشتری داشتید؟

در کاشان خیلی خوب کتاب می خرند.

از چه ساعت کارتان را شروع می کنید و تا چه ساعتی ادامه دارد؟

من هرروز کارمی کنم، از صبح ساعت ۸ تا ساعت یک بعد ازظهر یکسره کار می کنیم و در اسفند تا ساعت ۴ یا ۸ شب می مانیم و هر روز چمدان و فروشمان به انتشارات ارایه می کنیم.

هزینه رفت و آمد شما به عهده خودتان است؟

خیر به عهده انتشارات است.

خانم ها بیشتر کتاب می خرند یا آقایان؟

بیشتر آقایان کتاب می خرند و حدود سنی ۳۰ تا ۴۰ سال دارند.

خانم ها در گروه شما کتاب می فروشند یا آقایان؟

بیشتر خانم ها هستند آقایان این کار را انجام نمی دهند اما به دلیل پولش نیست چون درآمد این کار بد نیست ولی واقعا نمی دانم آقایان چرا نمی آیند.

مردم از شما کتاب می خرند؟

نسبت به ۲ ماه قبل خیلی بهتر شده است.

عمدتاً چه افرادی از شما کتاب می خرند؟

کسانی که از من کتاب می خرند به لحاظ اقتصادی سطح متوسطی دارند.

کسی کار شما را مورد تمسخر قرارمی دهد؟

نه، فقط بعضی ها می گویند که دیگر کسی کتاب می خواند؟

شما را تشویق می کنند؟

بله، بعضی ها هم تشویق می کند و می گویند چقدر کارتان خوب است و باعث می شود که فرهنگ کتابخوانی مردم بالا رود.

چه شد که این شغل را انتخاب کردی؟

در روزنامه آگهی آن را خواندم که نوشته به تعدادی خانم برای پخش و فروش کتاب به صورت پیاده و سواره نیاز دارند. من آگهی را خواندم و تماس گرفتم و به محل انتشارات اوستا رفتم و ۴ جلد کتاب گرفتم و آن ها خواندم و کتاب ها را به صورت خلاصه ارایه کردم و استخدام شدم.

درآمدتان به چه صورت است؟

در ازای فروش، پورسانت می گیرم.

حقوق ثابت و بیمه دارید؟

خیر.

از درآمدتان راضی هستید؟

راضی هستم، خدا را شکر.

به دنبال شغل دیگری بودید؟

بله اما شغل دیگری پیدا نکردم ولی اگر شغل دیگری پیداشود که درآمد بیشتری داشته باشد دنبال آن می روم.

تحصیلات شما چیست؟

من لیسانس نقاشی از دانشگاه هنر یزد دارم و در زمینه نقاشی و کاریکاتور و نقاشی روی کوزه هم فعالیت می کنم.

ازدواج کردید؟

بله، یک دختر ۵ ساله دارم.

شوهرتان از شغل شما شکایت نمی کند؟

نه اصلاً.

کمترین و بیشترین فروش شما چقدر بوده است؟

من در طول چهارماه یک روز فروش نداشتم ولی بقیه روزها فروش داشتم و بیش ترین فروش ۷۰۰ هزار تومان بوده است.

از مسئولان انتظاری دارید؟

اگر سازمان ها با ما همکاری کنند خیلی خوب است، گاهی پیش آمده که مأموران شهرداری به من می گویند یکجا نباش و درحرکت باش ولی برایم سخت است با این چمدان مدام حرکت کنم. اگر شهرداری کنار ایستگاه های اتوبوس غرفه های برای فروش کتاب ایجادکند یا کنار نقاشی هایی که ازسوی شهرداری روی دیوارها ترسیم شده غرفه هایی نیز برای کتاب ایجاد کند و حتی خودمان هزینه اش را بدهیم آن وقت فرهنگ کتابخوانی توسعه می یابد.

موقع خداحافظی از شهریاری می خواهم جمله ای درباره کتاب بگوید: "کتاب، فوق العاده است و واقعاً می تواند مانند یک دوست خوب باشد. کتاب مثل یک پنجره است".

گفتگو از: شیرین مستغاثی، ایمنا

برچسب‌ها

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • خوارزم IR ۲۲:۵۰ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۱
    0 0
    چقدددددرررر این مصاحبه دلچسب بود خانم مستغاثی. شما را ندیده ام اما با گزارش های بی نظیرتان تصوریری که ازشما در ذهن ساخته ام تصویری از یک انسان فرهیخته و عارف در ذهن است. کاش همه رسانه های اصفهان به سوژه هایی اینچنین توجه می کردند. مستدام باشید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =