حضور آقای حسینی از فعالان اصلاح طلب در خبرگزاری ایمنا

عرصه سیاسی ایران و استان اصفهان در واپسین ماههای سال ۱۳۹۶ شاهد تحولات و فراز و نشیب‌های بسیاری بود؛ تحولاتی که بخشی از آن بر خلاف بسیاری از اظهار نظرها، در اثر اجرایی شدن وعده‌های حسن روحانی همچون «شفاف سازی» و «آزادی انتقاد» بود.

به گزارش خبرنگار ایمنا، پس از آنکه شعار شفاف سازی دولت دوازدهم در بودجه ۱۳۹۷ تبلور یافت و بحثها و حرف و حدیثهای فراوانی را در عرصه جامعه و فضای مجازی برانگیخت و بعد از تجمعات اعتراضی مالباختگان مؤسسات مالی و اعتباری، که با تجمع در برابر نهادهای گوناگون، می کوشیدند اعتراضشان از عملکرد دولت قبل را به گوش دولت فعلی برسانند، به تدریج مسیر اعتراضات تغییر یافت.

در نتیجه در دیماه  سال جاری شاهد بروز برخی نا آرامیها و اغتشاشات در شهرهای مختلف ایران از جمله استان اصفهان بودیم. معترضان که بر خلاف اعتراضات سالهای پیش، هیچ نماد رنگی و پشتوانه حزبی خاصی نداشتند، شعارهای گوناگونی سر می دادند که طیف گسترده‌ای از مطالبات اقتصادی و سیاسی تا شعارهای ساختارشکنانه را در بر می گرفت. شعارهایی که حاکی از خستگی و دلزدگی آنها از برخی جریانات سیاسی و تقاضای آنها برای تغییر وضع موجود بود.

با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال ۱۳۹۶، خبرگزاری ایمنا به منظور بررسی عملکرد اصلاح طلبان در سالهای اخیر و تحلیل  دلایل و ریشه های وقایع دی ماه و آینده اصلاح طلبی در ایران، گفت و گویی با محمود حسینی، استاندار سابق اصفهان و فعال سیاسی اصلاح طلب ترتیب داده که در ادامه می خوانید.

سهم اصلاح طلبان از پیروزی روحانی را چقدر می دانید؟

برای همه کسانی که با مسایل سیاسی ایران آشنا هستند و همچنین در جریان انتخابات سال ۹۲ یعنی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هستند واضح است که روحانی به تنهایی و منهای حمایت اصلاح طلبان به خصوص شخص اقای خاتمی و تدابیر ایشان هرگز موقعیت خود را در انتخابات پیدا نمی کرد. البته رد صلاحیت هاشمی در آن انتخابات یکی از عواملی بود که موجب شد روحانی بالا بیاید، ولی روحانی و جریان اصلاح  طلب در آن مقطع یک مسیر را دنبال می کردند به خصوص که جریان اصلاح طلب ابتدا حول اقای هاشمی جمع شدند و پس از رد صلاحیت ایشان به اقای روحانی پیوستند.

بعد از انتخابات، روحانی با زمین سخت سیاست ایران مواجه شد و در مواجهه با چنین شرایطی پراگماتیستی عمل کرد.منتقدان معتقدند روحانی در زمان انتخابات ادبیات و تمایلات خود را به سمت اصلاح طلبان متمایل کرد، اما بعد از آن به سمت اصول گرایان متمایل شد آیا این قضیه را قبول دارید؟

نمی توان گفت حسن روحانی در حال حاضر به سمت اصول گرایان متمایل شده است، ولی شعارها و مطالبی که روحانی در طول انتخابات سال ۹۶ مطرح کرد نه فقط اصلاح طلبانه، بلکه به گونه ای بود که حتی بخشی از تحول طلبان هم صحبت های او را دنبال می کردند. با این حال بعد از انتخابات روحانی با زمین سخت سیاست ایران مواجه شد و در مواجهه با چنین شرایطی پراگماتیستی عمل کرد. به همین جهت کسانی که به او رای داده بودند با نوعی سرخوردگی مواجه شدند، اما این به معنای آن نیست که روحانی بر خلاف نظراتی که در انتخابات داده، حرف جدیدی زده همچنین به معنای تمایل روحانی به سمت اصول گرایان هم نیست؛ چرا که جریانات تندروی اصولگرا مثل قبل از انتخابات در حال حاضر هم ایشان را نقد می کند. در واقع انتظاراتی که در طول تبلیغات انتخاباتی به وجود آمد خیلی بالا بود و بعد از انتخابات امکان پاسخگویی به همه آن ها وجود نداشت.

در ماههای اخیر در جامعه و فضای مجازی موجی موسوم به «عبور از روحانی» یا کمپین «پشیمان هستم» به راه افتاد، آیا شما جایی برای پشیمانی اصلاح طلبان از رای به روحانی می بینید؟ و اگر پاسخ مثبت است در چه زمینه هایی ؟

خیر، اصلاح طلبان آقای روحانی را بر اساس عملکرد چهار ساله اول، همچنین بر اساس مقایسه عملکردش با دولت قبل که دورانی بسته و پر از مشکلات بود و نیز در مقایسه با رقبایی که در کنار او قرار داشتند یعنی کسانی مانند رییسی و قالیباف برگزیدند و این انتخاب درست و قابل دفاع بود. بنابراین بحث عبور از روحانی معنا ندارد ما اصلاح طلبیم و اصلاح طلبی یعنی کسانی که زود به انسداد نمی رسند و با گفتگو و تعامل کارها را پیش می برند و اگر نقدی هم دارند، آن را در چارچوب قوانین موجود انجام می دهند. کسانی که بحث عبور از روحانی را مطرح می کنند باید توضیح دهند که عبور از روحانی برای رسیدن به کجا؟ به نظر می رسد منطقی، پشت این بحث نیست.

شروع اعتراضات دی ماه را چگونه تفسیر می کنید و منشا آن را در کجا می دانید؟

هر جامعه انسانی وجوه مختلفی دارد، نمی توان مسایل آن را تک سببی و رویدادهای آن را تک بعدی تحلیل کرد. جامعه ایران هم یک جامعه پیچیده است، اما نکته مهم در رابطه با آن این است که جامعه ایرانی ایستا نیست؛ بلکه جنبشی و در حال حرکت است و جنبش های مختلفی در آن حضور دارند. بر این اساس اندیشمندان علوم انسانی باید تحلیل کنند که چه مسائلی جامعه ایرانی را به جنبش وا می دارند، اما در مجموع اگر بخواهیم جامعه دچار آسیب نشود باید نهادهای واسط که جامعه مدنی خوانده می شوند، در آن حضور داشته باشند. اگر این نهادها قوی باشند و بتوانند صدای مردم را به گوش مسوولان برسانند و همچنین خدمات و فعالیت های دولت و مسوولان را به سمع و نظر مردم برسانند مشکل و آشوبی در کشور ایجاد نمی شود. در رابطه با جامعه ایرانی باید گفت که این نهادها وجود دارند، اما قوی و مورد حمایت نیستند. بنابراین نظام و حکومت باید این نهادها از جمله نهادهای مدنی، تشکل های حزبی و نهادهای عمومی و بخش خصوصی و غیر دولتی را تقویت کند. باید پیوند این نهادها با حکومت برقرار باشد تا بتوانند نقش نهاد واسط را ایفا کنند.ناآرامی ها در شهرستان های اصفهان در حاشیه زاینده رود و بیشتر توسط کارگران و کشاورزانی ایجاد شد که در اثر بی آبی بیکار شده بودند و مجالی برای طرح انتقادات و مشکلات خود نمی دیدند.

در ناآرامی های دی ماه اخیر یکی از مسایلی که همه مسوولان هم آن را تایید کردند این بود که اگر اعتراضات مردم به موقع منتقل و پاسخ‌هایی به آن داده می شد، دیگر به ناآرامی و خشونت تبدیل نمی شد. جرقه این ناآرامی ها از موسسات مالی و اعتباری شروع شد که پول های مردم خصوصا اقشار پایین و بازنشسته را گرفتند و نتوانستند بازپرداخت کنند و اعتراض به عملکرد این موسسات به مثابه جرقه ای بود که همراه با عوامل دیگر دست به دست هم داد و منجر به ناآرامی و اغتشاش شد. این ناآرامی ها در شهرستان های اصفهان نیز در حاشیه زاینده رود و بیشتر توسط کارگران و کشاورزانی ایجاد شد که در اثر بی آبی بیکار شده بودند و مجالی برای طرح انتقادات و مشکلات خود نمی دیدند.

روحانی از زمان آغاز به کار دولت خود تلاش کرد تا این وضعیت را تا حدی دگرگون کند؛ بنابراین احزاب و نهادهای زیادی در این دوره شکل گرفتند و مطبوعات به آزادی نسبی دست یافتند. با این حال کسانی که با ساختار سیاسی ایران آشنا هستند می دانند که سهم دولت در این ساختار سهم معینی است و صد در صدی نیست حتی به نظر من سهم دولت زیر ۵۰ درصد است که البته این سهم  هم جای بحث دارد، اما به هر حال، مطبوعات در این دوره نسبت به دوره قبل خیلی بازتر عمل می کنند و فضای عملکردی بهتری دارند. فضای مجازی هم یکی دیگر از مواردی است که مورد حمایت روحانی است  و روحانی تاکنون اجازه انسداد آن را نداده است.

به نظر شما چرا مردم در ناآرامی های دی ماه شعار «اصلاح طلب، اصول گرا دیگه تمامه ماجرا» سر دادند؟

واقعیت این است که این شعار بیشتر توسط جریان های چپ مارکسیستی در تهران مطرح شد؛ البته شعارهای زیادی داده شد که نمی توان گفت آن شعار دهندگان نماینده همه مردم بودند، البته این را می پذیرم که یک نوع خستگی در فضای سیاسی نسبت به وضعیت مدیریتی کشور به وجود آمده است و این خستگی همراه با یاس را تایید می کنم، اما اینکه بگوییم مردم از همه جریان های فعال سیاسی کشور خسته شده و دیگر آن ها را قبول ندارند، چنین چیزی وجود ندارد؛ چرا که ما در بطن جامعه هستیم و می دانیم که چنین چیزی نیست.شبکه های برون مرزی مثل «بی بی سی» و «من و تو» این قضیه را دنبال می کنند که اصلاح طلبان را هم از عرصه خارج کنند تا هیچ جریان آلترناتیوی باقی نماند و فقط یک راه بماند و آن هم سرنگونی نظام باشد.

مردم ایران به مواضع و جهت گیری ها نگاه می کنند، اصولگرایان وضع موجود را در هر چارچوبی تایید می کنند، اما اصلاح طلبان در چارچوب نظام و قانون به دنبال تغییر هستند با این وجود مدتی است که به ویژه بعد از ناآرامی های دی ماه جریانی که حامی آن ها شبکه های برون مرزی مثل «بی بی سی» و «من و تو» هستند، این قضیه را دنبال می کنند که کلا اصلاح طلبان را هم از عرصه خارج کنند تا هیچ جریان آلترناتیوی باقی نماند و فقط یک راه بماند و آن هم سرنگونی نظام باشد. در واقع این جریان به دنبال حذف گروه های خیرخواه در نظام و در نهایت براندازی هستند؛ این در حالی است که ما درخاورمیانه دیدیدم که نتیجه این حرکت ها به کجا منتهی شد و در مصر، لیبی و سوریه کار به کجا رسید.

شرایط موجود در این کشورهای بی ثبات همه به این دلیل بود که یک جریان آلترناتیو در چارچوب قانون شکل نگرفته بود. شبکه هایی مثل من و تو در ماه های اخیر به صورت علنی حکومت پادشاهی را تبلیغ می کنند و حتی نوه رضا شاه هم با تصوراتی که برایش ایجاد شده برای حکومت در ایران اعلام آمادگی کرده، این در حالی است که مردم ایران مرتجع نیستند و به عقب بر نمی گردند.

اگر اصلاحات چارچوب درستی داشته باشد و البته نگرانی اقشار اصولگرا را هم برطرف کند هرگز با این ناآرامی ها اتفاق خاصی نمی افتد. اصلاح طلبان خشونت و براندازی را نفی می کنند و حتی با تحولات سریع و ناگهانی هم موافق نیستند.

به نظر شما چرا اصلاح طلبان در دی ماه ۹۶ با معترضین همراهی نکردند؟

جریانات دی ماه خیلی سریع به وقوع پیوست و ابعاد مختلفی داشت. این اعتراضات انباشت مجموعه نارضایتی هایی بود که در جامعه ایجاد شده بود و به نظر من اصلاح طلبان کار درستی انجام دادند که وارد یک مجموعه مسایلی که قابل پیش بینی بود نشدند (به معنای شرکت در راهپیمایی و ...).

البته اصلاح طلبان ساکت هم نبودند آن ها نظر و بیانیه دادند و مخصوصا این بحث را مطرح کردند که باید اعتراضات را به رسمیت بشناسیم واجازه ندهیم اینها به روال غیر طبیعی برسد و ناآرامی ها را رد کردند که این کار اصولا درستی بود. طرح ادبیات «به رسمیت شناختن اعتراضات» کار اصلاح طلبان بود، اما الان وقت آن است که اصلاح طلبان دلایل و منشا شکل گیری ناارامی ها را پیگیری کرده و آنهارا به حکومت منعکس کنند و بازتاب صدای ملت باشند.

به نظر شما اعتراضات دیماه را باید تمام شده فرض کرد یا ارزیابی شما ادامه اعتراضات است؟

به نظر من تا زمانیکه ریشه اعتراضات مردمی شناخته و پیدا نشود این اعتراضات ادامه می یابد؛ البته نه ضرورتا به همین شکلی که در دی ماه اتفاق افتاد چون بیشتر افرادی که در نا آرامی ها دست داشتند چیزی را باخته بودند؛ مثلا در موسسات مالی اعتباری دارایی خود را باخته بودند یا کارگرانی بودند که کار و درآمد خود را از دست داده بودند. اعضای اصلاح طلب شورا و شهرداری باید بدانند لازم است به انتظارات مردم اهمیت بدهند، هرگز برای خود کار نکنند و شایسته سالاری را مد نظر قرار دهند؛ اگر این کار را کردند به عهد خود با مردم وفا کرده اند و رای شان حلال است.

به نظر شما در حال حاضر که اصلاح طلبان بر مسند قدرت هستند دستاورد ملموسی داشته اند و آیا شاخصه های اصلاح طلبی را رعایت می کنند؟

به نظر می رسد الان برای قضاوت زود است، چه اصلاح طلبان سر کار باشند یا جناح دیگری، باید حداقل یک سالی بگذرد تا بتوان در مورد دستاوردها قضاوت کرد. اما در اردیبهشت ۹۶ اتفاق خاصی افتاد که باید به آن توجه کرد؛ در انتخابات شوراها آقای خاتمی از سرمایه اجتماعی خود هزینه کرد و هر چند بسیاری از کاندیداهای لیست امید را از نزدیک نمی شناخت، اما از این لیست در تهران و کلانشهرها حمایت کرد؛ این کاندیداها نیز همه جا تبلیغ کردند که ما مورد حمایت خاتمی هستیم و مردم هم با توجه به اعتمادی که به خاتمی و سرمایه اجتماعی او داشتند به این کاندیداها رای دادند و اگر حمایت خاتمی نبود شاید تعداد اندکی از افراد لیست امید رای می آوردند.

چرا مردم به خاتمی اعتماد کردند؟ چون او برای خودش چیزی نمی خواست! خاتمی به کرامت انسانی اهمیت می داد و ثابت کرد به مردم احترام می گذارد و منافع مردم را بر منافع خود و مصالح کشور را بر مصالح خود ترجیح می دهد. پس همه اعضای اصلاح طلب شورا و شهرداری باید بدانند لازم است به انتظارات مردم اهمیت بدهند، هرگز برای خود کار نکنند و شایسته سالاری را مد نظر قرار دهند؛ اگر این کار را کردند به عهد خود با مردم وفا کرده اند و رای شان حلال است.

از طرف دیگر اصلاح طلبی اصولی دارد، یکی از آنها این است که «میزان رای مردم است». بنابراین شوراها و شهرداری باید ساز و کارهایی در نظر بگیرند تا نظر مردم در محلات محقق شود. شورای شهر قبلی بیشتر ارتباطش با مردم از طریق هیات های مذهبی و هیات امنای مساجد بود که در آن ها حضور می یافتند و به آن ها کمک می کردند، البته آن ها هم بخشی از مردم هستند، اما در این دوره لازم است اقشار مختلف مردم به کار گرفته شوند.

هم افزایی بین احزاب اصلاح طلب را چگونه ارزیابی می کنید؟

در ایران ما متاسفانه احزاب جایگاه خاصی ندارند. رضا شاه زمانی که روی کار آمد به دنبال اصلاحات و تجدد در ایران بود و الگوی خود را هم آتاتورک در ترکیه قرار داده بود. رضا شاه بسیاری از چیزها از جمله شکل ظاهری حکومت را از آتاتورک تقلید کرد، اما مبنای حکومت آن ها که مبنای حزبی بود را نپذیرفت و به حزب توجهی نکرد.

بعد از انقلاب وضعیت بهتر شد؛ به ویژه با حرف امام (ره) که معتقد بودند «میزان رای ملت است»، تغییرات زیادی اتفاق افتاد، اما نه در قالب احزاب. در سال های پس از انقلاب احزاب مختلفی شکل گرفته، اما این احزاب جایگاه واقعی ندارند و هیچ یک کارکرد خود را که عبارت است از آموزش، کادر سازی، سهیم بودن در سیاست و پذیرفتن مسوولیت نمایندهای که برای مجلس و شورا معرفی کرده را به درستی انجام نمی دهند. تعدد احزاب خود مساله دیگری است که منجر به تفرق و اختلاف می شود؛ کار حزب وحدت بخشیدن به آحاد جامعه و حرکت از اتمیزه کردن جامعه به سمت حرکت جمعی است و ما باید روی این قضیه کار کنیم.

 باید از حالت جناحی و خطی به سمت حرکت حزبی برویم و البته وقتی یک حزب و جریان سرکار می آید نباید به فکر حذف همه جریان مخالف باشد.

به نظر شما خانه احزاب می تواند در بهبود وضعیت احزاب ایران تأثیری داشته باشد و پیگیر تشکیل آن هستید؟

بله، خانه احزاب هم می تواند به ساماندهی وضعیت احزاب کمک کند و در هم گرایی احزاب ایرانی بسیار موثر باشد. از این رو در حال حاضر برخی از دوستان در تهران به دنبال شکل گیری خانه احزاب هستند و می کوشند چارچوب جدیدی برای آن تعریف کنند. ما در ایران باید از حالت جناحی و خطی به سمت حرکت حزبی برویم و البته وقتی یک حزب و جریان سرکار می آید نباید به فکر حذف همه جریان مخالف باشد، باید بپذیریم اگر فردی شایسته است ولی از جریان من نیست کار خود را ادامه دهد.

پیشنهاد شما برای بهبود وضعیت احزاب در ایران چیست؟

پیشنهاد من این است که احزاب ایران حول محور «توسعه همه جانبه» فعالیت خود را سامان بدهند و در قالب آن برنامه ای برای کشور داشته باشند و کادر سازی کنند. وظیفه دیگر احزاب اصلاح طلب این است که عدالت و آزادی و یا به عبارتی، برابری و رفع فقر و محرومیت در قالب عدالت و برابری فرصت ها برای جامعه و آزادی و دموکراسی را دنبال کنند. نکته آخر این که احزاب اصلاح طلب باید روی جنبه اصلاح دینی کار کنند؛ یعنی اجازه ندهند به اسم دین خرافات و سوء استفاده از دین مطرح شود. لازم است آموزه هایی از دین مورد استفاده قرار بگیرد که نسل جوان بپذیرند و دچار پریشانی فکری نشوند.

رویکرد اصلاح طلبان به جایگاه زنان در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟احزاب اصلاح طلب باید روی جنبه اصلاح دینی کار کنند؛ یعنی اجازه ندهند به اسم دین، خرافات و سوء استفاده از دین مطرح شود.

اصلاح طلبان از نظر مبانی، انسان را مبناقرار می دهند؛ از این منظر ممکن است زن و مرد به لحاظ فیزیولوژیک برابر نباشند؛ اما از نظر فرصت ها باید برابر باشند و این عدالت جنسیتی است؛ چنین ایده‌ای می تواند موجب اصلاح نگاه به زنان در جامعه باشد.

بنده زمانی که در سیستان و بلوچستان استاندار بودم یک زن بلوچ را به عنوان اولین بخشدار مرکزی قرار دادم و از قضا او بسیار هم موفق بود و خوب عمل کرد. در دولت خاتمی هم اولین معاون رییس جمهور زن انتخاب شد در دولت روحانی با اینکه انتظارات جامعه زنان در حد وزارت بود، اما روحانی به معاون حقوقی و مشاور زن اکتفا کرد. البته مسایل فرهنگی را هم باید در به کارگیری زنان در نظر گرفت و هنوز جای کار زیادی در این زمینه وجود دارد. رویکرد اصلاح طلبان در این زمینه درست است، اما سرعت و کثرت آن کم است.

البته همه مشکلاتی که در حوزه به کارگیری زنان در پست های مدیریتی وجود دارد از بالا نیست و یک بخشی از آن هم به مشکلات درون جامعه زنان باز می گردد. اصولا زنان به فعالیت سیاسی علاقه زیادی نشان نمی دهند و مسایل معنوی و فرهنگی برای آنها اهمیت بیشتری دارد. نکته دیگر این است که در بسیار ی از موارد شوهران و فرزندان این زنان نیز آنها را از ورود به سیاست نفی می کنند. بنابراین روی این مساله هم باید کار شود اگر زنان وارد عرصه سیاست شوند می توانند جلوی برخی مسایل و تندروی ها را بگیرند، زیرا آن‌ها به فرهنگ گفت‌وگو اهمیت بیشتری می دهند. در اصفهان عدم تمایل زنان به سیاست خیلی بارز است و زنان علاقه دارند تا بیشتر مدیر خانواده باشند تا اینکه سمت های مدیریتی بیرون از خانه را بپذیرند.؛ البته اخیرا زنان در فضای اقتصادی بیرون از خانه هم فعال شده اند، ولی در مدیریت‌ها  به صورت خودجوش و عادی این علایق بروز نمی کند.

به نظر من برای بهبود موقعیت زنان در جامعه، باید یک «تبعیض مثبت» در مورد زنان اعمال شود به این معنا که وقتی یک زن و مرد در شرایط مساوی برای برعهده گرفتن یک مسوولیت اقدام می کنند باید موقعیت ابتدا به زنان داده شود. این امر باعث می شود نگرانی بقیه زنان نیز از بین برود، ولی تاکنون کمتر این اتفاق افتاده است.

تشکل های اصلاح طلی باید به فکر باشند و زنان مستعد را پیدا کرده، با آن ها صحبت کنند و به آن ها فرصت بدهند که در قالب احزاب رشد کنند تا بتوانند در نهایت از بین این ها کاندیداهای مستعد معرفی کنند. بر این اساس شاید ممکن باشد در انتخابات ۱۳۹۸، ۳۰ درصد لیست اصلاح طلبان را زنان تشکیل دهند. تعداد زیادی زنان فعال داریم که حاضر هستند مسوولیت بپذیرند؛ باید به این ها فرصت داد و کمک کرد. خود خانم های اصلاح طلب اصفهان هم باید بیشتر به فکر زنان باشند و بخشی از برنامه تقویت زنان بایدتوسط خود آن ها انجام شود.

گفتگو از: اعظم ملایی- خبرگزاری ایمنا

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =