ظریف

«ژان ایو لودریان» وزیر امور خارجه فرانسه  شامگاه یکشنبه-۱۳ اسفند- وارد ایران شد تا با همتای ایرانی خود و برخی دیگر از مقامات کشورمان دیدار و گفت و گو کند.

به گزارش خبرنگار ایمنا، وزارت خارجه فرانسه، پیش از سفر لودریان به ایران در بیانیه ای اعلام کرد« پاریس خواهان حفظ توافق هسته‌ای است و از همه طرف ها می‌خواهد به این توافق پایبند بمانند. وزارت خارجه فرانسه در عین حال برنامه موشکی ایران را عامل بی‌ثباتی در منطقه قلمداد کرد.». براین اساس دیدارهای روز گذشته لودریان با مقامات کشورمان بیشتر حالتی گلایه آمیز و انتقادی داشت و حول محور برجام و اما و اگرهای حفظ آن تنظیم شده بود. برای بررسی این موضوع، گفت و گویی داشتیم با رحمان قهرمان پور، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل هسته ای و استراتژیک و نظر وی را پیرامون اهداف سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران و  تأثیر آن بر آینده روابط ایران و اروپا و برجام جویا شدیم. 

به نظر شما در مقطع کنونی، وزیر خارجه فرانسه چه اهدافی را از سفر به ایران دنبال می کند؟

 این سفر بر اساس چیزی که به صورت رسمی  اعلام شده، حول دو محور اصلی بوده است. بحث اصلی دعوای اروپا و آمریکا با ایران در مورد مسأله موشکی و چیزی است که آنها از آن تحت عنوان«ضمیمه برجام» یا «توافق مکمل برجام» یاد می کنند و البته ایران به آن جواب قطعی منفی داده است. این موضوعی است که بعد از تعلیق تحریمهای ایران توسط ترامپ، اروپا را به تکاپو انداخت تا با ایران وارد مذاکره شوند و این مسأله را حل کنند.  بر اساس جزئیاتی که در رسانه منتشر شده، اروپائیها از آمریکا خواسته اند برجام را به شکل فعلی حفظ کند، اما در کنار آن مذاکرات موشکی با ایران انجام شو و ظاهرا دولت ترامپ هم با این پیشنهاد موافقت کرده به شرط اینکه اروپائیها بتوانند ایران را متقاعد کنند و سفر لودریان به ایران هم بیشتر در این  راستا قابل تحلیل است.

نکته دوم روابط تجاری سنتی بین ایران و فرانسه مخصوصا در بخش خودرو سازی است که در زمان تحریمها مدتی این خودرو سازان ایران را ترک کردند، اما بعد از برجام زمینه های بازگشت آنها به ایران فراهم شده و قاعدتا سفر لودریان به ایران به این معناست که فرانسه بار دیگر تصمیم به گسترش روابط تجاری با ایران دارد.

آیا می توان سفر لودریان  به ایران را نوعی تلاش برای تغییر چهره فرانسه از پلیس بد به پلیس خوب ارزیابی کرد؟

در شرایط فعلی به نظر می رسد منافع فرانسه ایجاب می کند که روابط خود با ایران را گسترش دهد نه اینکه رویکرد این کشور به ایران مثبت شده باشد. در زمان مذاکرات هسته ای هم فرانسه یکی از سختگیرانه ترین مواضع را نسبت به ایران داشت و دلیل این امر هم این بود که فرانسه همواره احساس می کرد بین آمریکا از یک طرف و بریتانیا از طرف دیگر دیده نمی شود، بنابراین موضع رادیکال می گرفتند تا در مذاکرات هسته ای دیده شوند.

حال که مسأله برگزیت پیش آمده و بریتانیا تا حدی خود را از معادلات اتحادیه اروپا بیرون کشیده است، فرانسه زمینه را فراهم می بیند که در سیاست خارجی خود در قبال خاورمیانه و برنامه هسته ای ایران نقش فعالانه تری بازی کند و مانور بیشتری انجام دهد.بر اساس توافقی که اروپا و آمریکا با هم انجام داده اند، حال فرانسوی ها برای طرح این موضوع با ایران پیشقدم شده اند.

لودریان در دیدار با شمخانی گفته بود چشم انداز روابط ایران و فرانسه را روشن می بیند،ارزیابی شما از این حرف چیست؟

  روشن بودن چشم انداز بستگی به دیدگاه و انتظارات دو طرف دارد؛ ایران انتظاراتی از اروپا داشته و دارد و آن این است که اروپائیها بعد از برجام با سرعت بیشتری روابط تجاری و اقتصادی خود را با ایران عادی سازی کنند، اما این انتظارات برآورده نشده است. اروپائیهادر جواب، فشارهای آمریکا را مانع این امر می دانند و بر این اساس فهم آنها از چشم انداز روشن این است که همین برگشت به ایران و برقراری روابط اندک تجاری با ایران هم مثبت است، اما فهم و انتظار ایران از چشم انداز روشن فراتر از این حرفهاست.

ایران چشم انداز مثبت را در این می بیند که اروپائیها بدون فشار آمریکا و محدودیتهای خاص، وارد عرصه تجاری ایران شوند و روابط خود با ایران را از سر بگیرند و مراودات بانکی را به حالت عادی برگردانند. سیاست ایران از ابتدای امر تأکید بر استقلال عمل اروپا در مقابل آمریکا بوده است یعنی روابطی با ایران ایجاد کند که الزاما وابسته و متأثر از آمریکا نباشد. البته درخواستهای دیگری مثل ایستادگی در برابر آمریکا در موضوعات مربوط به ایران هم مطرح بوده، ولی خیلی اصراری روی آن وجود نداشت.

تحلیل شما از عملکرد اروپا در دوران پس از برجام چیست؟

واقعیتهای سیاست بین الملل نشان می دهد که اروپا با وجوداینکه تا حد قابل توجهی توان عملکرد مستقل از آمریکا را دارد، اما به خاطر گره خوردن منافعش با این کشور، در عمل نمی خواهد هزینه این کار را بپردازد. مناسبات و میزان تجارت اروپا با ایران در حدی نیست که به خاطر آن بخواهد روابط بسیار گسترده خود را با آمریکا و شرکتها و بانکهای آمریکایی دچار تنش کند.

این رفتاری بوده که اروپا بعد از برجام داشته و هنوز هم می توان گفت در این چارچوب عمل می کند و گفته آقای عراقچی مبنی بر اینکه «ما از منافع برجام منتفع نشدیم» در واقع ناظر بر همین موضوع است؛ چرا که اروپائیها در مذاکرات می گفتند در صورت توافق هسته ای، روابط تجاری خود با ایران را به سطح قبل از سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ باز می گردانند، اما عملا این اتفاق نیفتاد. از طرف دیگر سیاست  ترامپ هم این است که ایران در برجام بماند، اما چیزی از عواید آن نصیبش نشود.

در چنین شرایطی به نظر شما سیاست منطقی از سوی ایران چه می تواند باشد؟

در سیاست بین الملل هر توافقی باید سود دو جانبه داشته باشد، اگر قرار باشد ایران در برجام بماند، اما هیچ سودی از این بابت نصیبش نشود، قاعدتا این امر خلاف همه توافقات بین المللی است. در اکثر توافقات بین المللی بندی به نام «بند خروج» وجود دارد که به صراحت ذکر می کند اگر این توافق منافع عالیه یک کشور عضو را تأمین نکند یا تهدیدی برای منافع ان باشد، آن کشور می تواند از توافق خارج شود.

خود آمریکا هم در زمان جورج بوش پسر از پیمان MBA  یعنی «پیمان موشکهای ضد بالستیک» خارج شد؛ بنابراین وقتی یک پیمان نتواند منافع کشوری را تأمین کند، هیچ منطقی برای حضور در آن پیمان وجود ندارد و به منافع عالیه آن کشور لطمه می زند. آنچه که در برجام آمده این است که دو طرف باید از این پیمان منتفع شوند، یعنی حق عمل متقابل که در برجام به رسمیت شناخته شده به این معناست که اگر طرفهای مقابل محدودیتی برای ایران درست کردند، ایران هم حق دارد اقدامات خود را انجام  دهد.

البته مقامات کشورمان هم اقداماتی در این زمینه انجام داده و به عنوان نمونه اعلام کرده اند ایران ساخت پیشرانه های کشتی (موتورهای اتمی برای کشتی‌ها ) را شروع می کند، بنابراین حرف ایران منطقی است و قاعدتا باید در برابر محدودیتهایی که پذیرفتیم امتیازاتی به دست بیاوریم. ایران اعلام کرده به هیچ عنوان وارد مذاکره موشکی نمی شود و اگر وضع به همین شکل ادامه پیدا کند و ایران از منافع برجام منتفع نشود، حتی ممکن است از برجام هم خارج شود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =