زنان عربستان

پادشاه عربستان سعودی که در ماههای گذشته از طریق موافقت با ورود زنان عربستان به ورزشگاه و صدور اجازه رانندگی آنها، تغییراتی اساسی در فضای بسته این کشور ایجاد کرده، باز هم کوشیده در همراهی با پسر جوانش که هم اکنون ولیعهد عربستان است، به تحولات سرعت و ابعاد بیشتری ببخشد.

به گزارش خبرنگار ایمنا، بر اساس سند توسعه اقتصادی آل سعود موسوم به «سند ۲۰۳۰»، عربستان سعودی درصدد برآمده تا با مشارکت دادن زنان در مسائل اجتماعی سریع‌تر به اهداف توسعه اقتصادی خود برسد و این امر از طریق  چشم پوشی از بسیاری از قوانین و سنت های گذشته عربستان در حال انجام است.

بعد از مصوبه مجلس این کشور که در مهر ماه سال جاری با ۱۰۷ رای موافق، صدور حکم فتوا از سوی مفتی‌های زن را مجاز اعلام کرد و به ۴۵ سال حق انحصاری مردان در عربستان برای صادر کردن حکم فتوا خاتمه داد و نیز رأی شورای علمای عربستان که اعلام کرد «زنهای سعودی دیگر نیازی نیست «عبایه»(پوشش بلند چادر مانندی که زنان سعودی می پوشند) به تن کنند، به شرط اینکه ساده پوش باشند»،  پادشاه عربستان نیز زمینه لازم برای حضور زنان در ارتش و پستهای مدیریتی رده بالای این کشور را فراهم کرد. 

در این راستا ملک سلمان با صدور حکمی برای اولین بار مجوز ثبت نام زنان برای خدمت سربازی و پیوستن آنها به ارتش را هم صادر کرد. البته در برنامه جدید، برای زنانی که به عضویت ارتش درمی‌آیند نقش رزمی در نظر گرفته نشده، اما آنها می‌توانند در بخش‌های امنیتی کار کنند. بر اساس برنامه جدید، متقاضیان زن باید ۱۲ شرط را برای درخواست عضویت در ارتش برآورده کنند. از جمله این که بین ۲۵ تا ۳۵ ساله باشند و دست کم تحصیلات متوسطه داشته باشند.

پادشاه عربستان سعودی همچنین برای اولین بار یک زن را به معاونت وزارت کار این کشور منصوب کرد. بدین ترتیب به نظر می رسد این همسایه جنوبی و مهم ایران در حال تجربه موجی از تغییر و تحولات در حوزه های گوناگون است و البته اهداف و منافع مختلفی را از این تغییرات دنبال می کند. برای مشخص شدن ابعاد این قضیه و تأثیرات داخلی و منطقه ای آن، گفت‌و گویی با علی امیدی، استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه اصفهان ترتیب دادیم که در ادامه می خوانید:

ارزیابی شما از تحولات سریعی که در ماههای اخیر پیرامون حقوق و وضعیت زنان در عربستان ایجاد شده چیست؟ 

به نظر می رسد دلایل مختلفی پشت قضیه اعطای آزادی‌ها به زنان در عربستان سعودی وجود دارد. خانواده سلطنتی عربستان؛ چه پدر و چه پسر به دنبال تثبیت موقعیت خود هستند؛ خصوصا که محمد بن سلمان، ولی عهد شده و از این طریق می خواهد جایگاه خود را در نظام سیاسی عربستان ارتقا ببخشد. او و پدرش تلاش می کنند تا خود را پادشاهانی مترقی نشان دهند و از سوی دیگر فشارهای حقوق بشری بین المللی را برخود کاهش دهند. به هر حال نصف هر جامعه‌ای را زنان آن جامعه تشکیل می دهند و در شرایط فعلی نیز به نظر می رسد زنان جامعه عربستان نسبت به تغییراتی که نظام پادشاهی در این کشور اعمال کرده خشنود هستند و محمد بن سلمان را تحسین می کنند.

بنابراین تحولات ایجاد شده در حقوق زنان امتیازی برای خانواده سلطنتی به شمار می رود. نخبگان عربستان با مشورت اروپا و آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که تفاوت‌های جنسیتی ممکن است باعث بروز مشکلاتی همچون بهار عربی شود و اساسا در دهه سوم قرن بیست و یکم دیگر نمی توان نظام سیاسی را بر مبنای تبعیض و اختلاف زن و مرد اداره کرد. دولت‌ها ممکن است سیاستی را تحمیل کنند و جامعه برای مدتی با اجبار آن را بپذیرد، اما این فرایند نمی تواند در بلند مدت ادامه پیدا کند.

بن سلمان نشان داد فردی جاه طلب و مدرن است و می کوشد ثبات سیاسی عربستان را تضمین کند، تاحدودی هم در این کار موفق بوده است؛ البته به شرطی که فرایند اصلاحات ادامه یابد و جامعه عربستان به این جمع بندی برسد که این تحولات تنها برای عوام فریبی نیست و به صورت ریشه ای انجام می شود.

به نظر شما تحولات ایجاد شده در وضعیت زنان چه تأثیراتی بر جامعه سنتی عربستان سعودی خواهد داشت؟

در حال حاضر علاوه بر امتیازاتی که به زنان در عرصه اجتماعی داده شده، یکی از مقامات وزارت کار این کشور هم از بین زنان انتخاب شده که این، امر بی سابقه ای است، بنابراین یکی از آثار مهم چنین تحولاتی این است که جسارت زنان در عرصه سیاسی عربستان افزایش می یابد. از سوی دیگر باید منتظر مقاومت بخشهای سنتی جامعه عربستان نیز باشیم؛ قطعا سلفی‌ها و همچنین بخش‌هایی از مردان جامعه عربستان که در یک نظام مرد سالار رشد یافته و به آن عادت کرده‌اند، تحولات ایجاد شده از سوی نظام پادشاهی را نمی پذیرند و یا با اکراه می پذیرند؛ با این وجود روند طبیعی همان است که ولیعهد عربستان در پیش گرفته و چون آزادی های ایجاد شده در این کشور مطالبه طبیعی و بر حق زنان است مقاومت مردان نمی تواند این روند را معکوس کند.

آیا تحولات ایجاد شده در عربستان، تأثیری بر دیگر کشورهای منطقه هم دارد و از این قابلیت برخوردار است که نوعی «سونامی تغییر» در حقوق زنان  را در منطقه راه بیندازد؟

ایجاد تغییرات در جایگاه و وضعیت زنان در جامعه عربستان و یا هر کشور دیگری به سه متغیر اساسی «آگاهی و خودباوری زنان»، «تحولات فرهنگی» و «مهندسی و اراده سیاسی» نیاز دارد. در عربستان سعودی دو متغیر اول یعنی آگاهی و خودباوری زنان و تحولات فرهنگی وجود ندارد و به صورت کندی در حال ایجاد و تغییر است و تحولات رخ داده تنها از سوی نظام پادشاهی و به صورت اصلاحات «از بالا به پایین» انجام می شود. بنابراین در شرایطی که در عربستان اراده سیاسی ایجاد شده، اما خودباوری زنان و تحولات فرهنگی محقق نشده، بعید می دانم بتوان از سونامی تحولات در منطقه نام برد؛ البته تغییرات ایجاد شده در عربستان می تواند تاثیر گذار باشد و به سایر کشورها نیز تسری پیدا کند.

مدرنیزاسیون مدلهای مختلفی دارد؛ گاهی از پایین به بالا و زمانی از بالا به پایین انجام می شود، هر دو نمونه آن در کشورهای مختلف وجود داشته و حتی نمونه از بالا به پایین (اصلاحات دولتی) هم اشکال خاصی ندارد؛ اگر نخبگان سیاسی و حکومتی یک کشور به این جمع بندی برسند که لازم است تحولاتی در عرصه سیاسی کشور ایجاد شود می توانند این کار را به صورت «بالا به پایین» انجام دهند، ولی اگر این امر با خودآگاهی زنان همراه باشد موفقیت بیشتری خواهد داشت. بنابراین به نظر من تغییرات رخ داده در عربستان در کوتاه مدت بیشتر در قالب احساسات بروز خواهد کرد و حضور عقلانیت در آن کمتر خواهد بود، اما اگر این روند اصلاحات ادامه یابد و کودتا و انقلابی در عربستان رخ ندهد جایگاه زنان در عربستان ارتقا می یابد.

با توجه به پیشروتر بودن وضعیت حقوقی زنان ایرانی نسبت به زنان عربستان، آیا تغییرات نوین ایجاد شده در این کشور همسایه تأثیری بر زنان و جامعه ایران هم خواهد داشت؟

در گذشته هر گاه در ایران می خواستند مثال یک جامعه عقب مانده را بزنند که در آن حقوق زنان نقض می شود، عربستان را مثال می زدند، اما به نظر می رسد دیگر چنین مثالی کاربرد خود را از دست داده است. البته تغییرات فرهنگی در کوتاه مدت نمی تواند تاثیر گذار باشد به ویژه که تحولات این چنینی در عربستان نیز در حال مهندسی از بالاست، اما در بلند مدت افزایش جایگاه اجتماعی زنان در عربستان می تواند بر کشور ما هم تاثیرگذار باشد. در هر دو کشور ایران و عربستان، سیاست های سختگیرانه نسبت به پوشش زنان وجود دارد و این امر حتی در ایران نسبت به عربستان بیشتر است؛ چرا که در عربستان در برخی از شهرها، زنان خارجی می توانند مطابق فرهنگ و آداب و رسوم خود بی حجاب رفت و آمد کنند، اما در ایران چنین امکانی برای زنان توریست خارجی وجود ندارد.

بنابراین اصلاحات انجام شده در عربستان قطعا در کشورهای دیگر هم تاثیر گذار خواهد بود؛ چرا که همیشه عربستان نمادی از عقب ماندگی سیاسی و نقض حقوق زنان بود و حال دیگر چنین موضوعی وجود ندارد.

ارزیابی شما از وضعیت حقوق زنان در ایران چیست؟

ایرانی ها همواره خود را پیشتاز مدرنیزاسیون و تحولات سیاسی در منطقه می دانسته اند، اما در وضعیت فعلی احساس می کنند با شرایط آرمانی مد نظر خود فاصله زیادی دارند. در این راستا به نظر می رسد مقامات ایرانی نیز باید در برخی سیاست‌های اجباری فرهنگی تجدید نظر کنند. متاسفانه تا کنون برخورد مسوولان با مطالبات و درخواست های زنان مناسب نبوده و لازم است به جای برخوردهای سطحی و پاک کردن صورت مسأله، رویکرد فرهنگی و فلسفی به مطالبات آنها در دستور کار قرار بگیرد و کرامت زنان ایرانی حفظ شود. 

من در دانشگاه به تدریس حقوق بین الملل هم می پردازم و یکی از فلسفه های حقوق که رویکرد غالب نیز است فلسفه «پوزیتیویسم حقوقی» است که می گوید قواعد حقوقی باید بر اساس روال طبیعی جامعه بشری، نیازهای واقعی و شرایط زمان و مکان تدوین شود.

به نظر می رسد در حوزه رویکرد دولت ایران به زنان نیز باید همین مسایل روز و روندهای طبیعی جهانی مد نظر قرار بگیرد و کشور ما نباید به یک جزیره تبدیل شود. در حال حاضر نظریه ای مطرح شده که معتقد است نوعی شکافی بین دولت و جامعه در برخی از شاخص های فرهنگی ایجاد شده است و جامعه در برخی موارد از دولتمردان جلوتر است؛ چنین شکافی به نفع جامعه نخواهد بود و نتایج مثبتی نخواهد داشت و باید هر چه سریع تر برای رفع آن تلاش شود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =