روحانی

در هفته های اخیر صحبت های چالش برانگیز حسن روحانی پیرامون مباحثی همچون برگزاری رفراندوم  و شکست تلاش ها برای اسلامی کردن علوم در ایران که در تریبون های عمومی مطرح شد، به محل بحث عامه مردم و مقامات مختلف حکومتی تبدیل شده است. 

به گزارش خبرنگار ایمنا، بعد از آنکه صحبت روحانی از رفراندوم در سخنرانی روز ۲۲ بهمن، با واکنش های بسیاری مواجه شد و حتی بسیاری از منتقدان وی خواستار توجه او به مسائل مهم‌تر شدند، روحانی به عنوان شخص دوم مملکت از طرح مواضع خود عقب نشینی نکرد و بار دیگر روز شنبه- ۵ اسفند- در آیین سی و یکمین جشنواره بین المللی خوارزمی به طرح نظرات خود پیرامون موضوع چالشی «اسلامی کردن علوم» در ایران پرداخت. روحانی در این همایش با بیان اینکه علم، علم است و به نوع تفکر و ایدئولوژی وصل نمی‌شود، گفت: «عده‌ای در کشور ما سال‌ها وقت صرف کردند تا ریاضی، شیمی و فیزیک اسلامی درست کنند؛ ایشان پول، وقت و امکانات زیادی صرف کردند، اما حاصلی به دست نیاوردند».

موضوعی که نه تنها واکنش بسیاری را در حوزه و دانشگاه برانگیخت؛ بلکه حتی سبب موضع گیری صریح آیت الله آملی لاریجانی، رییس قوه قضائیه نیز شد. آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی که روز دوشنبه - ۷ اسفند- برگزار شد، گفت: «از کسانی که می گویند پروژه اسلامی کردن علوم در کشور شکست خورده است باید پرسید که شما چقدر در این زمینه تحقیق کرده اید و از مباحث مربوط به این حوزه چقدر اطلاع دارید؟ اینکه گفته می شود اسلامی کردن علوم امر محالی است و علم و ارزش و ایدئولوژی ارتباطی با هم ندارد یک سخن قرن هجدهمی است.»

به نظر می رسد طرح چنین موضوعات جنجالی از سوی حسن روحانی نه تنها موج جدیدی از بحث ها را در بدنه جامعه ایجاد کرده، بلکه به نوعی به واکنش های رسمی مقامات کشوری و پدیده «رویارویی های بین تریبونی» نیز دامن زده است. خبرنگار ایمنا  گفت و گویی با مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه، آینده‌پژوه و تئوریسین سیاسی انجام داده و نظر وی را در رابطه با صحبت های اخیر حسن روحانی و واکنش های ایجاد شده در مقابل آن جویا شده است. 

 ارزیابی شما از سخنان حسن روحانی پیرامون مسائلی مثل رفراندوم و اسلامی کردن علوم در ایران چیست؟

حسن روحانی به عنوان رییس جمهور ایران، عضو مجلس خبرگان رهبری و نیز به عنوان متخصص درحوزه روابط بین الملل، نقش های متعددی را برعهده دارد، بنابراین گاهی از موضع یک رییس جمهور، گاهی از موضع فقیه و گاهی در موضع یک متخصص روابط بین الملل و دیپلمات کارکشته اظهار نظر می کند. همانگونه که افراد دیگری که دارای این ویژگی ها با یکدیگر یا تنهایی هستند و برای خود حق اظهار نظر دارند، روحانی هم از حق اظهار نظر برخوردار است؛ بنابراین باید او را به عنوان یک صاحب نظر در این زمینه مورد توجه قرار داد.  البته روحانی تنها در چهارچوب نقش و مسئولیتی که به عنوان رییس جمهور دارد، باید مراقب بیانات خود در جایگاه رییس جمهور و مکان های گوناگون باشد تا حرف‌های او موجب بهره برداری در مسیر نادرست نشود، البته به نظر می رسد که او مراقبت های لازم را در این زمینه داشته است.

از طرف دیگر،  مباحثی که در هفته های اخیر توسط روحانی در تریبون های عمومی مطرح شده همگی مسائلی هستند که در عرصه عمومی جامعه مطرح است؛ هر انسانی که در محافل مختلف دانشگاهی، حوزوی و حتی در بین توده مردم حضور داشته باشد، به راحتی گفت و گو راجع به این مسائل و موضوعات را مشاهده می کند، حال روحانی به عنوان رییس جمهور، فقیه و فرد مطلع در حوزه روابط بین الملل و مسائل موجود در ایران، تلاش می کند تا مباحث بدنه جامعه را از تریبون های عمومی مطرح کند.

به نظر شما اینکه رییس جمهور صرفا مسائلی را در یک تریبون عمومی مطرح و بعد رها کند کافی است؛ یا لازم است چنانکه او در حوزه های مختلف حرفی برای گفتن دارد، آنها را در اتاق های فکر و جلسات نظریه پردازی مطرح و پیگیری کند؟ 

بسیاری از مسایلی که حسن روحانی مطرح می کند قبلا در ادبیات سیاسی تئوریزه شده‌اند و افراد دیگری به تئوری پردازی پیرامون آن ها پرداخته اند؛ این جامعه و مخاطبان هستند که در باب این مسائل به مطالعه نمی پردازند و در نتیجه طرح این موضوعات از سوی رییس جمهور، به نظر آن ها موضوعات جدیدی است. به عنوان نمونه بحث رفراندوم که توسط رییس جمهور مطرح شد بحث بدیعی نیست و بارها از منظر سیاسی و به عنوان یک امر پذیرفته شده در حقوق اساسی و قوانین سیاسی مطرح شده است، اما به دلایل عدیده ای، توده های مردم به آن دقت نکرده‌اند و یا ساختارهای موجود تبلیغاتی، افکار عمومی را در دقت و تعمق در باب آن ها منحرف ساخته اند.

رسانه ها و مطبوعات نمی توانند به مردم بگویند چگونه فکر کنند، اما می توانند در چارچوب برنامه ریزی های خود به مردم القاء کنند که به چه چیزی فکر کنند. از این رو کسانی همچون حسن روحانی با طرح این مسائل می خواهند به مردم بگویند به چه فکر کنند. او می خواهد مردم را به فکر کردن در این موضوعات متوجه و آن ها را در جهت اندیشه ورزی در این باب به حرکت درآورد، کما اینکه دیگر عناصر اصلاحات نیز در همین مسیر حرکت کرده اند.

برخی معتقدند طرح این مسائل مهم در تریبون های عمومی نشانی بر پوپولیستی عمل کردن دولت روحانی است، نظر شما در این مورد چیست؟ 

دموکراسی اساسا پوپولیسم خوش خیم و روشنگرانه را در ستون فقرات خود دارا است. وقتی می گوییم دموکراسی، یعنی حکومت اکثریت، بر اکثریت جامعه و لذا پوپولیسم و توده گرایی در واژه «دموس» نهفته است؛ دموس به معنای مردم است که وقتی می گوییم دموکراسی یعنی پوپولیسم، یعنی تکیه بر توده های مردم؛ البته پوپولیسم دو وجه مختلف دارد؛ یک وجه کور و بدخیم و یک وجه روشن و خوش خیم. روحانی و دیگر اصلاح گرایان به توده های مردم احترام می گذارند و بنابراین باید به مسایلی که برای توده های مردم مهم است واکنش نشان دهند. مردم باوری و مردم را قبول کردن یک امر کاملا مثبت است و این امر با پوپولیسم کور متفاوت است؛ چرا که پوپولیسم کور در توتالیتاریسم و تمامیت خواهی عمل می کند و پوپولیسم روشن و خوش خیم در دموکراسی عملی می شود. 

ارزیابی شما از انتقاداتی که سایر مسئولان نظام به سخنان حسن روحانی مطرح کرده اند، چیست؟ آیا این نوع تعامل سران و مقامات کشوری با یکدیگر را برخورد درستی می دانید؟ 

اختلاف بین علما در بحث های علمی موجب پیشرفت این بحث ها می شود. آملی لاریجانی به عنوان رییس قوه قضاییه که در جایگاه یک فقیه نیز قرار دارد می تواند در جایگاه خود اظهار نظر کند و این امری بسیار مبارک ومیمون است که مقامات کشور و علما و فقها بدون در نظر داشتن مطامع شخصی، دیدگاه های خود را عرضه کنند و اجازه دهند مردم بهترین آن ها را انتخاب کنند. آنکه بر می گزیند مردم هستند و اینجاست که آیه «فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» معنی می شود. 

اساسا هر فقیه، دانشمند و استاد دانشگاه به عنوان یک صاحب نظر باید حق ابراز عقیده و آزادی برای طرح دیدگاه های خود در عرصه عمومی را داشته باشد و آنگاه به جامعه فرصت دهد که به ادراک و نقادی این نظریات بپردازد و بهترین آن ها را انتخاب کند.

بنابراین همانگونه که معتقدیم روحانی حق دارد به بیان نظرات خود بپردازد، به صادق آملی لاریجانی هم  این حق را می دهیم، اما در نهایت هر دو آنها  باید به نوع پذیرش مردم احترام بگذارند. بیان نظرات و باورهای اصیل بدون غش و زیرکی برای حرکت دهی به جامعه، کار انسان‌های وارسته است چه ما نظرات آنها را بپذیریم و به آن گردن نهیم و چه نپذیریم و رد کنیم؛ آنچه مهم است، بیان اندیشمندانه اصولی است که به آن ها باورداریم. 

به نظر شما روحانی باید به جز طرح این مسائل چالشی در تریبون های عمومی کار دیگری نیز انجام دهد یا صرف بیان مسائل در همین حد را کافی می دانید؟

دانشگاه و حوزه علمیه ما کارکردشان چیست؟ آیا غیر از این است که در این مباحث ورودکرده و آنها را مورد بحث قرار دهند. آیا رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران و قوانین و مقررات ناظر بر تشکیل دانشگاه ها و موسسات آموزشی و علمی- پژوهشی، آنها را مکلف به انجام چنین کارکردهایی نکرده اند؟ بنابراین دانشگاه و حوزه هستند که باید به تئوریزه کردن مباحث مطرح شده توسط رییس جمهور بپردازند. جامعه ما نیازمند حرکت جدی جغرافیای علمی و معرفت در جامعه علمی است.

برای تحقق این امر لازم است نظریه پردازی های غیر دستوری در محیط های علمی و کلاس های درس انجام شود و آزادانه مورد تجزیه و تحلیل دانشجویان و اساتید قرار بگیرد تا بتواند استحکام درونی خود را نشان دهد. این در حالیست که ما تصور می کنیم نظریه پردازی و آزاد اندیشی امری دستوری و حکومتی است و دانشگاهها، حوزه ها و مراکز پژوهشی رسالت ذاتی خود را انجام نمی دهد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =