• ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۰
  • کد خبر: 337420
جولی

نشست نقد و بررسی مجموعه داستان "خانم جولی" نوشتۀ زهرا بیگدلی چهارشنبه_ ۲۵ بهمن ماه_ از سوی کانون داستان نویسی بهانه روایت در موسسۀ فرهنگی ادبی خانه خورشید برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایمنا، نخستین مجموعه داستانی که یک خبرنگار پس از ۱۰ سال فعالیت در حوزۀ آسیب های اجتماعی نوشته، جمعیت زیادی را روی صندلی های خانه خورشید نشانده بود. نقد و بررسی "خانم جولی" با بیان تجربه ها و قضاوت های گاه متناقض خوانندگان از متن آغاز شد و یاسر نوروزی، نویسنده و روزنامه نگار که به عنوان منتقد مهمان در این نشست حضور داشت، صحبت خود را با طرح این پرسش بنیادین آغاز کرد که "آیا نمایش وقاحت، وقاحت است؟"

او گفت: این سوال در مجامع فرهنگی ما دربارۀ هر اثری مطرح است و هر کس به زعم خود پاسخی قطعی برای آن دارد. گلایه هایی مبنی بر این که چرا در مجموعه داستان "خانم جولی" زنان به نوعی وابسته به مردان نشان داده شده اند از سوی مخاطبان مطرح می شود و حالا می توان این سوال را به این شکل پرسید که آیا حقیقتا نشان دادن یک زن مفلوک، تبلیغ یک زن مفلوک است؟

وی با اشاره به الگوی روایت این مجموعه داستان اظهار کرد: اکثر داستان های "خانم جولی" دارای راوی سوم شخص است. نوعی از مدیریت داستانی در بیشتر آثار این مجموعه دیده می شود که شروع آن با صحنه پردازی است و سپس با زاویه دید سوم شخص معطوف به ذهن ادامه پیدا می کند و این چرخه مدام تکرار می شود. به بیانی دیگر الگوی روایی حاکم بر مجموعه داستان چنین است که صحنه ای توصیف می شود و بعد همان صحنه از نگاه راوی توضیح داده می شود.

نوروزی با بیان اینکه زمان و مکان یکی از عناصر مهم ادبیات داستانی مدرن است، ادامه داد: صحنه پردازی به این معناست که نویسنده در یک مکان از طریق اعمال و رفتار شخصیت ها، ویژگی های آن ها را بیان کند و داستان هایی مثل این مجموعه که صحنه پردازی و توضیح را باهم دارد، زمانی به قدرت می رسد که نتوانیم خط کشی مشخصی بین این دو ویژگی در آن پیدا کنیم. زهرا بیگدلی در داستان نخست کتاب "خانم جولی" به این سمت رفته است و از این نظر "امتیاز ۱۹" را می توان بهترین داستان مجموعۀ او دانست.

این منتقد در خصوص خط مشترک داستان های "خانم جولی" گفت: هویت اکثر زنان این مجموعه داستان، در رابطه با مردان تعریف می شود و هر جا یک کاراکتر زن داریم در کنار آن یک کاراکتر مرد نیز دیده می شود که اگر آن را از داستان بیرون بکشیم، شخصیت زن قصه نیز از بین می رود. تمامی این زن ها به نوعی مشکل ناکامی در ارتباط دارند، از تنهایی رنج می کشند و آنچه که در تقلیل ناکامی زنان موثر است نه جامعه بلکه همین مردها هستند.

وی افزود: از بررسی شیوۀ روایی به چند نکته می رسیم و نخست این که هر جا نویسنده نتوانسته در صحنه پردازی موفق باشد شروع به توضیح کرده تا مشکل را نشان بدهد، اما با وجود این توضیح نیز، زن مجموعه داستان خانم جولی نتوانسته مشکل خود را پیدا کند. در این داستان ها، صرفا عدم توانایی این زن در ارتباط برقرار کردن نشان داده شده و پاسخی برای اینکه چرا او تنهاست، چرا رنج می کشد و چرا نمی تواند به خوبی ارتباط برقرار کند، یافت نمی شود. شیوۀ مدیریتی که نویسنده را از صحنه پردازی به توضیح و از توضیح به صحنه پردازی هدایت می کند شاید به دلیل ضعف او در صحنه پردازی است، اما باید این نکتۀ بیرون متنی را نیز در نظر داشته باشیم که "خانم جولی" نخستین مجموعه داستان خانم بیگدلی است و قطعا اگر نخستین کارهای شاملو را نیز بخوانیم هرگز باور نمی کنیم که این آثار متعلق به او باشد.

نوروزی با اشاره به بحث ممیزی اظهار کرد: گاهی ممیزی نه در متن که ناچار در ذهن ما اتفاق می افتد و در نثر دهۀ ۷۰ پیامد این خود سانسوری به صورت افراط در فرم گرایی دیده می شود. در واقع نویسنده بعد از مدتی بدون اینکه متوجه باشد به خودسانسوری دست می زند و این دردناک است.

زهرا بیگدلی، نویسندۀ مجموعه داستان "خانم جولی" پس از شنیدن نقد و نظرات، دربارۀ روند شکل گیری کتاب خود گفت: من روزنامه نگارم، جامعه شناسی خوانده‌ام و برای نوشتن این داستان ها به شیوۀ بیشتر نویسنده‌ها عمل نکردم، بلکه با توجه به تجربۀ ۱۰ ساله‌ام در حوزۀ آسیب های اجتماعی، تصمیم به نوشتن آسیب های طبقۀ متوسط شهری گرفتم و برای این کار سه دهکی که از نظر درآمد در سطح وسط قرار می گرفتند از بین ۱۰ دهک موجود انتخاب و هشت دغدغۀ مهم این سه دهک را که ارزش روایی داشتند در هشت داستان جداگانه بیان کردم.

وی ادامه داد: موقعیت هایی که در این مجموعه داستان به آن پرداختم از دو دسته خارج نیست، یا با آن مواجه شده بودم و یا شخصا در آن قرار داشتم. در قصۀ "خانم جولی"، با ماشین بازها گفتگو کرده بودم و هدفم از نوشتن این داستان بیان شیء وارگی انسان ها بود. در داستان "رخ آبی" جامعه ای را نشان دادم که در گذار سنت به مدرنیته، افراد آن هویت خود را گم می کنند و خیلی از زنان به حالتی بین زنانگی و مردانگی دچار می شوند. شیوۀ شکل گیری قصۀ "مافیا" چنین بود که در یکی از کارگاه های آموزشی داستان، بازی مافیا را انجام دادیم و از ما خواسته شد تا داستانی بر اساس آن بنویسیم. در داستان "فروشی نیست" هم جامعه ای را که در حال گذر از جنگ است نشان دادم و آنچه نوشتم حاصل تجربۀ تحصیل من در مدرسۀ شاهد و اتفاقاتی که در این محیط در حال رخ دادن است، بود.

در پایان نشست، یکی از خبرنگاران حاضر در جمع با اشاره به انبوه مشکلاتی که بی وقفه بر خبرنگاران حادث می شود از بیگدلی خواست تا سیر نویسنده شدن خود را بازگو کند و او گفت: من پیش از آنکه خبرنگار باشم جامعه شناس بودم و همیشه دغدغه داشتم معضلاتی را که می بینم به بهترین شکل بازگو کنم، از این جهت نوشتن یک داستان را به درج گزارشی در صفحۀ یک روزنامه ترجیح دادم تا بتوانم مخاطب بیشتری را در بازۀ زمانی گسترده تری با این مسائل درگیر کنم و صد البته در این انتخاب تشویق دیگران نیز بسیار موثر بود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 1 =