• ۲۹ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۶
  • کد خبر: 332643
فانوس حرم

«حالا دوباره دو نفر دیگه رفتن و من باز هم جا موندم؛ دیگه نمی‌تونم دوری رفقا رو تحمل کنم؛ چند ساله که از اون‌ها جا؛ مونده‌ام»؛ این بخشی از کتاب فانوس حرم است که بر اساس زندگانی محسن فانوسی نوشته شده است.

به گزارش گروه پایداری خبرگزاری ایمنا؛ «فانوس حرم» نام کتابی است دربردارنده زندگینامه، خاطرات همسر و دوستان شهید محسن فانوسی؛ از این کتاب که به کوشش گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر شده، در همدان در آبان‌ماه ۹۶ رونمایی شد.

محسن فانوسی متولد شهریورماه ۵۹ که در بیست سالگی به سپاه پاسداران انقلاب اسامی رفت و به مدت ۱۴ سال به عنوان تخریبچی فعالیت داشت؛ تا اینکه بعدها به مدافعان حرم پیوست و در نهم آبان‌ماه ۱۳۹۴ در روستاهای اطراف حلب درحین خنثی‌سازی تله انفجاری با قناصه تک تیرانداز تکفیری‌ها به شهادت رسید.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم «بالاخره با بغض عجیبی سر صحبت را باز کرد خیلی تلاش می کرد پیش ما گریه نکند می گفت: کنار هم بودیم، سه دقیقه نشده بود از هم جدا شدیم. من رو صدا زدن عقب، کار داشتن.

بعد گفت سمیرا، قرار نبوده من برم، باز هم جا موندم؛ اگه فقط سه دقیقه دیرتر می‌رفتم، اگه بیات یا کیانی جای من می‌رفتن، اگه منو صدا نمیزدن....! نمیدونم چی شد که من رو صدا زدند.
چرا باید من بمونم؟ چرا باید بدن تکه تکه شده دوستانم رو جلوی چشمانم ببینم؟ دوستانی که سال‌ها با آنها زندگی و کار کرده ام؛ اما حالا من مانده‌ام و داغ این عزیزان...

سمیرا، مگه نگفتم دعا کن خدا من رو هم قبول کنه؟ دعا کن من لیاقت شهادت پیدا کنم؟ دعا کن از دوستام جا نمونم؛ سمیرا مهدی رو یادته؟ من و مهدی با هم رفتیم تو سپاه، با هم قرار گذاشتیم بریم تو رسته‌ای که با روزهای قشنگ زمان جنگ ارتباط داشته باشیم، تا زندگی مون با شهدا عجین باشه و شهادت رو همیشه لمس کنیم؛ گفتیم گروه تخریب هم با امروز کار داره هم با دیروز؛ تخریب می‌تونه ما رو با حال و هوای زمان جنگ آشنا کنه، می‌تونه درِ باغ شهادت رو برای ما باز کنه.
اما مهدی رفت و من موندم؛ حالا دوباره دو نفر دیگه رفتن و من باز هم جا موندم؛ دیگه نمی‌تونم دوری رفقا رو تحمل کنم؛ چند ساله که از اون‌ها جا مونده‌ام؛ وای خدا...

گریه اش قطع نمی‌شد؛ سمیرا، کیانی وسط زمین و آسمون تکه تکه شده بود؛ خودم با همین دست‌هام تیکه‌های بدنش رو جمع کردم؛ دستش یه طرف بود، پاش یه طرف؛ شهادتش برای من روضه مجسم بود»

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =